B1 adjective Informell #5,500 am häufigsten 1 Min. Lesezeit

پشمالو

pashmalu /pæʃmɒːluː/

The word 'pashmaloo' describes something or someone covered in abundant, soft hair or wool.

Wort in 30 Sekunden

  • Covered with a lot of soft hair or wool.
  • Often used for animals, clothes, and soft objects.
  • Conveys a sense of softness and fluffiness.

Overview

کلمه «پشمالو» در زبان فارسی برای بیان وجود مقدار زیادی مو یا پرز روی چیزی یا کسی به کار می‌رود. این صفت حس نرمی، گرما و گاهی بامزگی را القا می‌کند و بیشتر برای توصیف ظاهر موجودات زنده (مانند حیوانات خانگی) یا اشیاء نرم و لطیف (مانند لباس‌های زمستانی یا عروسک‌ها) استفاده می‌شود. بسته به بافت جمله، می‌تواند بار معنایی مثبت یا خنثی داشته باشد.

«پشمالو» معمولاً به عنوان صفت برای اسم‌ها به کار می‌رود. می‌توان آن را مستقیماً قبل از اسم آورد (مثلاً «سگ پشمالو») یا بعد از فعل ربطی مانند «است» یا «بود» به کار برد (مثلاً «عروسک خیلی پشمالو بود»). این کلمه در گفتار روزمره بسیار رایج است و برای ایجاد تصویری واضح از نرمی و پرمو بودن چیزی استفاده می‌شود.

این صفت در مکالمات روزمره هنگام صحبت درباره حیوانات خانگی (مانند گربه، سگ، خرگوش)، لباس‌های گرم (مانند پلیور، کلاه، شال گردن)، وسایل نرم (مانند پتو، کوسن) و اسباب‌بازی‌ها (مانند عروسک‌های پولیشی) به وفور شنیده می‌شود. همچنین ممکن است در توصیف ظاهر نوزادان یا کودکان خردسال که موهای کرکی دارند نیز به کار رود.

کلماتی مانند «کرکی»، «مو دار»، «پرزدار» و «پشمی» همگی به نوعی با «پشمالو» مرتبط هستند اما تفاوت‌های ظریفی دارند. «کرکی» بیشتر به موهای نرم و کوتاه مانند کرک اشاره دارد. «مو دار» کلی‌تر است و صرفاً به داشتن مو اشاره می‌کند، بدون تأکید بر حجم یا نرمی آن. «پرزدار» معمولاً برای پارچه‌ها یا سطوحی به کار می‌رود که پرزهای کوتاهی روی آن‌ها وجود دارد. «پشمی» مستقیماً به جنس پشم اشاره دارد و لزوماً به معنای پرپشت بودن نیست، بلکه به ماده اولیه اشاره می‌کند. «پشمالو» بر تراکم و نرمی مو یا پرز تأکید بیشتری دارد.

Beispiele

1

گربه پشمالوی من عاشق آفتاب گرفتن است.

everyday

My fluffy cat loves sunbathing.

2

این پلیور پشمالو از پشم گوسفند بافته شده است.

shopping/description

This fuzzy sweater is knitted from sheep's wool.

3

بچه‌ها از بازی با عروسک‌های پشمالو لذت می‌برند.

informal

Children enjoy playing with plush toys.

4

برخی از حیوانات قطبی دارای پوشش پشمالوی ضخیمی برای مقابله با سرما هستند.

academic/biological

Some arctic animals have a thick, furry coat to cope with the cold.

Häufige Kollokationen

سگ پشمالو fluffy/hairy dog
گربه پشمالو fluffy/hairy cat
کودک پشمالو fluffy/hairy child
عروسک پشمالو plush/stuffed toy

Häufige Phrasen

حیوان پشمالو

fluffy animal

کودک پشمالو

fluffy child

لباس پشمالو

fluffy clothing

Wird oft verwechselt mit

پشمالو vs پشمی

'Pashmali' (پشمی) specifically refers to something made of wool, the material. 'Pashmaloo' (پشمالو) describes the texture of being covered in abundant, soft hair or wool, regardless of the material.

پشمالو vs کرکی

'Karki' (کرکی) often implies very fine, short, downy hair like fluff. 'Pashmaloo' (پشمالو) suggests a greater volume and perhaps longer hair or fur.

Grammatikmuster

اسم + پشمالو (مثال: سگ پشمالو) ضمیر یا اسم + خیلی/خیلی زیاد + پشمالو (مثال: عروسک خیلی پشمالو بود) اسم + پشمالو + است/بود/خواهد بود (مثال: این پتو پشمالو است)

How to Use It

Nutzungshinweise

The adjective 'pashmaloo' is commonly used in informal and everyday conversations. It's generally a positive or neutral descriptor, evoking a sense of comfort and softness. Avoid using it in highly formal or technical writing unless describing the physical attributes of something specific.


Häufige Fehler

Confusing 'pashmaloo' (hairy/furry) with 'pashmi' (woolen) is a common error. Remember, 'pashmaloo' describes the texture, while 'pashmi' describes the material. Also, ensure you are describing something that actually has a lot of hair or fluff.

Tips

💡

Visualize Softness and Fluffiness

When you hear 'pashmaloo', imagine a fluffy kitten or a cozy, woolen sweater. This helps connect the word to its meaning.

⚠️

Distinguish from 'Woolen'

While 'pashmaloo' can describe woolen items, it specifically emphasizes the hairy/furry texture, not just the material.

🌍

Pets and Affection

In Persian culture, describing pets as 'pashmaloo' often conveys affection and highlights their cuddly nature.

Wortherkunft

The word 'pashmaloo' is derived from the Persian word 'pashm' (پشم), meaning wool or hair. The suffix '-aloo' (-الو) is often used to form adjectives indicating abundance or being covered with something.

Kultureller Kontext

In Persian culture, 'pashmaloo' is often associated with warmth, comfort, and cuteness, especially when referring to pets like cats and dogs, or soft blankets and toys.

Merkhilfe

Think of 'pashm' (پشم) which means wool. 'Pashmaloo' is something that is 'full of pashm' or has a woolly/hairy texture.

Häufig gestellte Fragen

4 Fragen

خیر، «پشمالو» می‌تواند برای توصیف هر چیزی که مو یا پرز زیادی دارد به کار رود، از جمله لباس‌ها، پارچه‌ها، عروسک‌ها و حتی گاهی انسان‌ها.

«پشمالو» بر داشتن موی زیاد، نرم و پرپشت تأکید دارد، در حالی که «مو دار» صرفاً به معنی داشتن مو است و لزوماً به حجم یا نرمی آن اشاره نمی‌کند.

معمولاً بار معنایی «پشمالو» خنثی یا مثبت است و حس گرما و نرمی را منتقل می‌کند. مگر در موارد خاص که بخواهند به شکلی طنزآمیز یا کنایه‌آمیز به ظاهری نامرتب یا بیش از حد پرمو اشاره کنند.

کلماتی مانند «کرکی»، «پرزدار» و «پشمی» (بسته به بافت) می‌توانند مترادف یا نزدیک به معنای «پشمالو» باشند، هرچند هر کدام ظرافت‌های معنایی خاص خود را دارند.

Teste dich selbst

fill blank

این عروسک خیلی ____ است و بغل کردنش لذت‌بخش است.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: پشمالو

کلمه «پشمالو» به معنی داشتن موی زیاد و نرم است که با توصیف لذت‌بخش بودن بغل کردن عروسک همخوانی دارد.

multiple choice

کدام گزینه بهترین توصیف برای کلمه «پشمالو» است؟

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: پوشیده از مو یا پرز زیاد و نرم

معنی اصلی «پشمالو» وجود مو یا پرز فراوان و نرم است.

sentence building

کلمات: توله سگ، پشمالو، دوست داشتنی، من

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: من یک توله سگ پشمالو و دوست داشتنی دارم.

این جمله از نظر دستوری صحیح است و از کلمه «پشمالو» برای توصیف توله سگ استفاده می‌کند.

Ergebnis: /3

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!