عَقْلاني
مثال
يجب أن نتخذ قراراً عقلانياً بعيداً عن العواطف.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر logic
مَنْطِق
B2منطق برای حل این مشکل پیچیده ضروری است. او همیشه با منطق فراوان صحبت می کند.
تقسيم
B1عمل تقسیم چیزی به بخشها.
تَعْمِيم
B2تعمیم یا بخشنامه اداری.
تَناقُض
B2این یعنی دو تا فکر با هم جور در نمیان و با هم فرق دارن.
بَرْهَنَة
B2اثبات اینکه چیزی درسته، با استفاده از دلیل و مدرک یا منطق.
اِسْتِبْعَاد
B2عمل کنار گذاشتن کسی یا چیزی، یا حذف کردن یک احتمال از بین گزینههای موجود.
استبعاد
B1یعنی کسی یا چیزی رو از یک لیست یا گروه حذف کنی، یا بگی که اون موضوع مهم نیست.
مماثلة
B2این یعنی وقتی دو تا چیز خیلی شبیه هم هستن یا ویژگیهای مشترک دارن. مثل پیدا کردن یه دوقلوی نزدیک.
استدلال
B1یعنی با استفاده از منطق و شواهد، یک نتیجهگیری درست انجام بدی.
برهنة
B1یعنی استفاده از دلیل و منطق برای اینکه ثابت کنی یه حرف یا نظریه درسته.