هِجْرَة
مثال
تعد الهجرة من الريف إلى المدينة ظاهرة عالمية.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر society
عادل
A2عادل، دادگر. کسی که بر پایه عدل و داد رفتار میکند.
اِعْتِدَال
B2اعتدال کلید یک زندگی متعادل است. باید در تمام اعمال به دنبال اعتدال بود. آب و هوای این منطقه به اعتدال آن شناخته شده است.
عنيف
A1با استفاده از یا شامل نیروی فیزیکی، به قصد آسیب رساندن، صدمه زدن یا کشتن؛ خشن.
عربي
A1مربوط به اعراب، فرهنگ یا زبان آنها.
اعتماد
B1حالت تکیه بر کسی یا تأیید رسمی (اعتباربخشی) یک مؤسسه.
أفراد
B1افراد یا اعضای یک گروه. معمولاً برای اعضای خانواده یا پرسنل استفاده می شود.
أجنبي
A1به معنای 'خارجی'. برای توصیف افراد، زبانها یا اشیایی که از کشور دیگری هستند استفاده میشود.
اِجْتِمَاعِيّ
B1مربوط به جامعه یا سازمان آن؛ همچنین فردی را توصیف می کند که از معاشرت با دیگران لذت می برد.
احترام
A2واژه عربی 'احترام' به معنای پاسداشت و تکریم است، حسی از ستایش عمیق برای کسی یا چیزی.
الله
A2الله واژهای عربی برای خداوند است که توسط مسلمانان و مسیحیان عربزبان استفاده میشود.