B1 Complement System 7 min read آسان

آمدن به داخل سمت شما: 进来 (jìnlái)

هر وقت کسی یا چیزی داره وارد جایی می‌شه که «تو» همون‌جا حضور داری، از ابزار جادویی «进来» استفاده کن.

Grammar Rule in 30 Seconds

Use {进来|jìnlái} to describe movement toward the speaker's current location, specifically entering an enclosed space.

  • Use {进来|jìnlái} when the speaker is inside and the subject is entering: {请进来|Qǐng jìnlái}.
  • In negative forms, place {不|bù} before the verb: {不进来|bù jìnlái}.
  • For questions, use the {吗|ma} particle or the {进来不进来|jìnlái bù jìnlái} structure.
Verb (进) + Direction (来) = Movement toward speaker

مرور کلی

تا حالا شده دوستی دم در بایستد و خجالت بکشد در حالی که شما راحت روی مبل لم داده‌اید؟ شما فقط به او خیره نمی‌شوید؛ دست تکان می‌دهید تا بیاید داخل. آن حرکت—حرکت به داخل فضایی به سمت جایی که شما هستید—دقیقاً همان چیزی است که 进来(jìnlái) بیان می‌کند.
این فقط «وارد شدن» نیست؛ این «وارد شدن به *اینجا*» است. چه کسی باشد که به اتاق شما می‌آید، چه گربه‌ای که یواشکی وارد خانه می‌شود، یا پیامکی که روی گوشی شما می‌پرد، اگر مرزی را رد می‌کند تا به شما نزدیک‌تر شود، به این گرامر نیاز دارید. این معادل زبانیِ باز کردن آغوش و گفتنِ «بیا تو!» است.

این گرامر چطور کار می‌کنه

زبان چینی وسواس جهت دارد. برخلاف فارسی یا انگلیسی که از حروف اضافه جداگانه مثل «تو» یا «بالا» استفاده می‌کنیم، چینی جهت را مستقیماً به فعل می‌چسباند. 进来(jìnlái) یک «متمم جهت‌دار مرکب» است. این یک اصطلاح شیک است برای اینکه بگوییم دو بخش دارد که فعل را توصیف می‌کنند:
  • (jìn) (وارد شدن): مسیر انجام کار را توصیف می‌کند (حرکت به داخل).
  • (lái) (آمدن): جهت را نسبت به شما توصیف می‌کند (به سمت گوینده).
به آن مثل زاویه دوربین نگاه کنید. اگر داخل خانه هستید و از در فیلم می‌گیرید، و کسی از آن رد می‌شود، او دارد (jìn) (داخل) و (lái) (به سمت دوربین) می‌رود. اگر بیرون بودید و از رفتن او به داخل فیلم می‌گرفتید، از () (رفتن) استفاده می‌کردید. این قانون دقیقاً درباره زاویه دید *شما*ست.

الگوی ساخت

1
ساختار کمی بستگی به این دارد که مکان را ذکر کنید یا نه. اینجا سه حالتی که بیشتر استفاده می‌کنید آمده است:
2
دستور ساده (بدون مفعول)
3
فعل + 进来(jìnlái)
4
*مثال:* 快进来(kuài jìnlái)! (زود بیا تو!)
5
با یک مکان (قانون «ساندویچ»)
6
این مهم‌ترین قانون است! کلمه مکان باید بین (jìn) و (lái) بیاید.
7
فعل + (jìn) + [مکان] + (lái)
8
*مثال:* 走进房间来(zǒujìn fángjiān lái) (پیاده بیا تو اتاق).
9
با یک مفعول (چیز)
10
اگر دارید *چیزی* را به داخل می‌آورید، معمولاً می‌توانید آن را آخر بگذارید یا ساندویچ کنید. ساختار «Ba» اینجا هم خیلی رایج است.
11
(dài) + [چیز] + 进来(jìnlái)
12
*مثال:* 把蛋糕拿进来(bǎ dàngāo ná jìnlái) (کیک را بیار تو).

کی استفاده کنیم

روزی ده‌ها بار از این استفاده خواهید کرد. اینجا جاهای اصلی هستند:
  • دعوت کردن مردم: وقتی مهمانی یا جلسه مطالعه دارید. «در بازه، 直接进来(zhíjiē jìnlái) (فقط بیا تو)!»
  • تحویل: گفتن به راننده که غذا را به لابی بیاورد. «لطفاً 送进来(sòng jìnlái) (بیاریدش تو).»
  • توصیف عمل: تعریف کردن چیزی که جایی که شما هستید اتفاق می‌افتد. «معلم همین الان 走进来(zǒujìnlái) (پیاده اومد تو).» (اشاره به اینکه شما قبلاً در کلاس هستید).
  • ایده‌های انتزاعی: چیزهایی که وارد ذهن یا دید شما می‌شوند. «یک پیام جدید 跳进来(tiào jìnlái) (پرید تو/اومد).»

اشتباهات رایج

اینجا جایی است که همه اشتباه می‌کنند. آن آدم نباشید!
  • اشتباه مکان: گفتن 走进来了教室(zǒujìnlái le jiàoshì). نه. مکان (کلاس) باید این جفت را جدا کند. باید 走进教室来(zǒujìn jiàoshì lái) باشد.
  • شکست زاویه دید: استفاده از 进来(jìnlái) وقتی شما *بیرون* هستید. اگر در خیابان هستید و کسی را می‌بینید که وارد ساختمانی می‌شود، او دارد از شما *دور* می‌شود. باید از 进去(jìnqù) استفاده کنید. 进来(jìnlái) فقط برای وقتی است که مقصد جایی است که شما ایستاده‌اید.
  • مفعول‌های دوتایی: اگر هم مکان دارید هم چیز (مثلاً، «او کیفی را به اتاق آورد»)، شلوغ می‌شود. فقط از ساختار () استفاده کنید تا دیوانه نشوید: 他把包带进房间来了(tā bǎ bāo dàijìn fángjiān lái le).

مقایسه با الگوهای مشابه

این نبرد زاویه‌های دید است:
  • 进来(jìnlái) در برابر 进去(jìnqù):
  • 进来(jìnlái): شما داخل هستید. عمل به سمت شما می‌آید. (بیا تو)
  • 进去(jìnqù): شما بیرون هستید. عمل از شما دور می‌شود. (برو تو)
  • 回来(huílái): این یعنی «برگشتن». برای بازگشت به مکان اصلی (مثل خانه) استفاده کنید. از 进来(jìnlái) برای ورود به فضای بسته (مثل اتاق یا جعبه) استفاده کنید، فارغ از اینکه قبلاً آنجا بوده‌اند یا نه.

سؤالات رایج

س: می‌توانم از این برای گذاشتن چیزها در کیف استفاده کنم؟
ج: بله! کیف یک ظرف است. 放进来(fàng jìnlái) (بذارش [اینجا] تو).
س: اگر با کسی که داخل است تلفنی صحبت کنم چه؟
ج: چینی مکان فیزیکی را به نزدیکی روانی ترجیح می‌دهد. اگر جسماً بیرون هستید، بگویید «من دارم 进去(jìnqù) (می‌روم تو)،» حتی اگر با کسی که داخل است حرف می‌زنید.
س: می‌توانم فعل را حذف کنم؟
ج: اغلب، بله. اگر عمل واضح است (راه رفتن)، می‌توانید فقط بگویید 进来(jìnlái) به عنوان دستور. اما معمولاً، ما مشخص می‌کنیم *چطور* وارد می‌شوند (跑进来(pǎo jìnlái) - با دویدن بیا تو، 爬进来(pá jìnlái) - سینه‌خیز بیا تو).

Formation of {进来|jìnlái}

Form Structure Example
Affirmative
Verb + 进来
走进来
Negative
不/没 + Verb + 进来
没走进来
Question
Verb + 进来 + 吗
走进来吗?
A-not-A
Verb + 进 + 不 + 进来
进不进来?
Location
Verb + 进 + Location + 来
走进房间来
Potential
Verb + 进 + 得/不 + 来
进得来

Meanings

Indicates movement from outside to inside, specifically moving toward the speaker's current position.

1

Physical Entry

Literal movement into a room or building.

“{他走进来了。|Tā zǒu jìnlái le.}”

“{请进来坐。|Qǐng jìnlái zuò.}”

Reference Table

Reference table for آمدن به داخل سمت شما: 进来 (jìnlái)
فاعل فعل اصلی جهت (به داخل) مکان (اختیاری) جهت (به سمت گوینده)
你 (تو)
跑 (دویدن)
进 (داخل)
教室 (کلاس)
来 (آمدن)
猫 (گربه)
跳 (پریدن)
进 (داخل)
箱子 (جعبه)
来 (آمدن)
风 (باد)
吹 (وزیدن)
进 (داخل)
-
来 (آمدن)
他 (او)
带 (آوردن)
进 (داخل)
房间 (اتاق)
来 (آمدن)
请 (لطفاً)
坐 (نشستن)
进 (داخل)
车里 (توی ماشین)
来 (آمدن)

طیف رسمیت

رسمی
请进。

请进。 (Inviting a guest)

خنثی
请进来。

请进来。 (Inviting a guest)

غیر رسمی
进来吧!

进来吧! (Inviting a guest)

عامیانه
快进!

快进! (Inviting a guest)

کالبدشکافی یک فعل جهتی

走进房间来

عمل

  • Walk (Verb)

جهت ۱

  • Enter (Path)

مکان

  • 房间 Room (Sandwiched!)

جهت ۲

  • Toward Speaker

زاویه دید مهمه: Lai در مقابل Qu

进来 (بیا تو)
موقعیت گوینده INSIDE the room
جهت حرکت Towards Speaker
进去 (برو تو)
موقعیت گوینده OUTSIDE the room
جهت حرکت Away from Speaker

کدوم کلمه رو استفاده کنم؟

1

آیا کسی داره وارد فضایی می‌شه؟

YES
از 进 (jìn) استفاده کن
NO
از یه فعل دیگه استفاده کن
2

آیا تو داخل اون فضا هستی؟

YES
بگو 进来 (jìnlái)
NO
بگو 进去 (jìnqù)

فعل‌های رایج با 进来

🏃

حرکت بدن

  • 走 (راه رفتن)
  • 跑 (دویدن)
  • 跳 (پریدن)
📦

جابجایی اشیاء

  • 拿 (گرفتن/آوردن)
  • 搬 (جابجا کردن سنگین)
  • 带 (همراه آوردن)
🚗

وسایل نقلیه

  • 开 (راندن)
  • 骑 (سواری کردن)
  • 冲 (هجوم بردن)

مثال‌ها بر اساس سطح

1

{请进来。|Qǐng jìnlái.}

Please come in.

2

{他进来了。|Tā jìnlái le.}

He came in.

3

{进来吧!|Jìnlái ba!}

Come in!

4

{我不进来。|Wǒ bù jìnlái.}

I am not coming in.

1

{猫跑进来了。|Māo pǎo jìnlái le.}

The cat ran in.

2

{你可以进来吗?|Nǐ kěyǐ jìnlái ma?}

Can you come in?

3

{他没进来。|Tā méi jìnlái.}

He didn't come in.

4

{快进来!|Kuài jìnlái!}

Come in quickly!

1

{他走进房间来了。|Tā zǒu jìn fángjiān lái le.}

He walked into the room.

2

{请把书拿进来。|Qǐng bǎ shū ná jìnlái.}

Please bring the book in.

3

{大家都进来了吗?|Dàjiā dōu jìnlái le ma?}

Has everyone come in?

4

{他刚跑进办公室来了。|Tā gāng pǎo jìn bàngōngshì lái le.}

He just ran into the office.

1

{如果他进不来,就打电话。|Rúguǒ tā jìn bù lái, jiù dǎ diànhuà.}

If he can't come in, call me.

2

{风吹进来了。|Fēng chuī jìnlái le.}

The wind blew in.

3

{他匆匆忙忙地跑进来了。|Tā cōngcōngcōngmángmáng de pǎo jìnlái le.}

He rushed in hurriedly.

4

{别让他进来。|Bié ràng tā jìnlái.}

Don't let him come in.

1

{阳光照进来了。|Yángguāng zhào jìnlái le.}

The sunlight shone in.

2

{他试图挤进来。|Tā shìtú jǐ jìnlái.}

He tried to squeeze in.

3

{那声音传进来了。|Nà shēngyīn chuán jìnlái le.}

The sound carried in.

4

{他还没进得来。|Tā hái méi jìn de lái.}

He still hasn't managed to get in.

1

{冷气顺着门缝钻进来了。|Lěngqì shùnzhe ménfèng zuān jìnlái le.}

The cold air snuck in through the door crack.

2

{他终于被允许进来了。|Tā zhōngyú bèi yǔnxǔ jìnlái le.}

He was finally allowed to come in.

3

{不管你怎么说,他都不会进来的。|Bùguǎn nǐ zěnme shuō, tā dōu bú huì jìnlái de.}

No matter what you say, he won't come in.

4

{他大步流星地走进来,神情严肃。|Tā dàbùliúxīng de zǒu jìnlái, shénqíng yánsù.}

He strode in, looking serious.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

Coming In Toward You: 进来 (jìnlái) در مقابل 进来 vs 进去

Learners mix up the direction relative to the speaker.

Coming In Toward You: 进来 (jìnlái) در مقابل 进来 vs 进入

Both mean 'enter', but one is a complement, one is a verb.

Coming In Toward You: 进来 (jìnlái) در مقابل 进 + Location + 来 vs 进 + 来 + Location

Word order with objects.

اشتباهات رایج

走进去 (when speaker is inside)

走进来

You used 'go' instead of 'come'.

进来

Missing the directional particle.

进来房间

走进房间来

Object must be between the complement parts.

不进来

没进来 (for past)

Used wrong negation for past tense.

跑进来房间

跑进房间来

Object placement error.

进来吗?

进得来吗?

Confusing 'come in' with 'can come in'.

他进来去

他进来了

Mixing up directional particles.

他把书拿进来了

他把书拿进来了 (Correct, but check context)

This is actually correct, but ensure the speaker is inside.

进不来吗?

进不进来?

Confusing potential with A-not-A.

他进来了房间

他走进房间来了

Missing the main motion verb.

他进来

他进来了

Missing aspect marker 'le' for completed action.

他走进来

他走进来 (Contextual)

Sometimes 'le' is needed for narrative flow.

他进得来

他进得来 (Potential)

Ensure this is about ability, not just action.

他没进得来

他没进来

Redundant potential marker.

الگوهای جمله‌سازی

请___进来。

他___进___来了。

他___进不来。

不管你怎么说,他都___。

Real World Usage

Texting constant

我到了,快进来!

Food Delivery very common

请进来,放在桌子上。

Office Meeting common

请进。

Social Media occasional

欢迎进来看看我的直播!

Travel common

请进来办理入住。

Home Visit very common

快进来坐!

🎯

قانون ساندویچ

همیشه یادت باشه: اسم مکان مثل گوشت ساندویچه! باید بین 进 و 来 قرار بگیره. هیچ‌وقت نذارنش آخر جمله. مثلاً بگو: «走进教室来».
💬

تعارف چینی

میزبان‌های چینی برای اینکه نشون بدن خیلی خوش‌آمدی، پشت سر هم می‌گن «快进来» (زود بیا تو). تو فرهنگ اونا مودبانه‌تره که قبل از وارد شدن، یه کم تعارف کنی و بعد بری تو.
⚠️

تماس‌های تصویری

توی تماس تصویری، «اینجا» یعنی همون جایی که فیزیکی نشستی، نه توی صفحه گوشی! اگه دیدی کسی وارد اتاقِ دوستت شد، چون از تو دور شده باید بگی «进去»، حتی اگه داری توی صفحه می‌بینیش.

Smart Tips

Imagine you are a magnet. If the person is moving toward you, use 'Lai'.

他走进去 (when he is coming to me) 他走进来

Always sandwich the location between the verb and the complement.

他走进来房间 他走进房间来

Use 'mei' for negation, not 'bu'.

他不进来 (yesterday) 他没进来 (yesterday)

Add 'Qing' and 'ba' to soften the command.

进来 请进来吧

تلفظ

jìn-lai

Tone change

In fast speech, 'lai' can become neutral tone.

Invitation

请进来↗

Friendly and welcoming.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Think of 'Jin' as 'In' and 'Lai' as 'Lie' (come lie down here). So, 'In-Lie' = Come in!

تداعی تصویری

Imagine a door. You are inside. A friend is outside. They cross the threshold toward you. The word 'Lai' is like a hook pulling them into your room.

Rhyme

When you're inside and they're at the door, say 'Jìnlái' and open it more.

Story

I was sitting in my room. Suddenly, my friend knocked. I shouted 'Jìnlái!' He walked in. He brought a cake.

شبکه واژگان

进入进来走进来跑进来带进来飞进来

چالش

For the next 5 minutes, every time you enter a room, say '{我进来了|Wǒ jìnlái le}' out loud.

نکات فرهنگی

Inviting someone in is a sign of hospitality. Often repeated: '快进来,快进来!'

Similar to mainland, but '进来' is often used with '喔' for softness.

In Cantonese-influenced Mandarin, '进来' is common but '入来' is also heard.

Derived from classical Chinese motion verbs combined with directional particles.

شروع‌کننده‌های مکالمه

你现在在哪儿?

如果我敲门,你会说什么?

描述一下刚才发生的事。

如果有人想进来但进不来,你会怎么帮他?

موضوعات نگارش

Write about a time someone entered your room unexpectedly.
Describe a scene in a movie where a character enters a room.
Explain the difference between 'come in' and 'go in' to a friend.
Write a short story about a cat that keeps trying to enter your house.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با فرم درست پر کن.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
چون تو داخل هستی و داری کسی رو صدا می‌کنی، باید از 来 استفاده کنی. اسم مکان (房子) هم باید وسط 进 و 来 باشه.
کدوم جمله از نظر گرامری درسته؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
اسم مکان (房间) باید وسط باشه. چون سگ داره به سمت تو میاد، باید از 来 استفاده کنی.
اشتباه جمله رو پیدا کن.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
اسم مکان یعنی '我家' نمی‌تونه بعد از '进来' بیاد. باید ساندویچی بشه: 带进我家来.

Score: /3

تمرین‌های عملی

8 exercises
Fill in the blank.

他跑___来了。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer:
Verb + 进 + Location + 来.
Choose the correct sentence. چند گزینه‌ای

Which is correct?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 他走进房间来
Object must be between the complement parts.
Correct the sentence. Error Correction

Find and fix the mistake:

他走进去 (I am inside).

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 他走进来
Speaker is inside, so use 'Lai'.
Reorder the words. Sentence Reorder

进来 / 请 / 吧

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 请进来吧
Standard polite structure.
Translate to Chinese. ترجمه

Please come in.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 请进来
Standard translation.
Complete the dialogue. Dialogue Completion

A: 我到了。 B: ___

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 快进来
Inviting someone in.
Sort the components. Grammar Sorting

Verb + 进 + Place + 来

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 走 + 进 + 教室 + 来
Correct structure.
Conjugate the negative. Conjugation Drill

他进来了 -> Negative?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 他没进来
Past negation uses 'mei'.

Score: /8

Practice Bank

10 exercises
جمله رو کامل کن. پر کردن جای خالی

بیرون واینستا، لطفاً ___ (بیا تو).

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 走进来 (zǒujìnlái)
کلمات رو مرتب کن. Sentence Reorder

مرتب کن: { 办公室 / 经理 / 走 / 进 / 来 / 了 } (مدیر وارد دفتر شد [جایی که گوینده هست])

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 经理走进办公室来了。
زاویه دید درست رو انتخاب کن. چند گزینه‌ای

تو توی بالکن هستی. دوستت از حیاط وارد پذیرایی (داخل خونه) می‌شه. چی می‌گی؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 他走进客厅去了。
عبارت رو ترجمه کن. ترجمه

کتاب‌ها رو بیار تو. (با استفاده از ساختار 把)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 把书拿进来。 (Bǎ shū ná jìnlái.)
شرایط رو با فعل جهتی ست کن. جفت کردن

موقعیت رو به کلمه درست وصل کن.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: ["\u8fdb\u6765 (j\u00ecnl\u00e1i)","\u8fdb\u53bb (j\u00ecnq\u00f9)"]
اشتباه رو درست کن. Error Correction

این جمله رو اصلاح کن: 这里的空气不太好,我想跑出去公园。

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 我想跑出公园去。
کلمه درست رو انتخاب کن. پر کردن جای خالی

یه گربه غریبه همین الان از پنجره پرید ___!

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 进来 (jìnlái)
کدوم گزینه مناسبه؟ چند گزینه‌ای

داری با مامانت تماس تصویری می‌گیری. اون توی اتاقته در خانه. تو دانشگاهی. مامانت می‌گه: «بابا الان اومد تو.» چی می‌گه؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 爸爸走进来了。
کلمات رو مرتب کن. Sentence Reorder

میز رو / بیار / داخل. (با 把)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 把桌子搬进来。
عبارت رو کامل کن. پر کردن جای خالی

می‌تونم ماشین رو ___ (برونم داخل اینجا)؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: 开进来 (kāi jìnlái)

Score: /10

سوالات متداول (8)

You can, but it sounds like a command or is very formal. '进来' is much more natural.

Use '进去' (go in) instead of '进来' (come in).

It goes between 'Jin' and 'Lai'. Example: '走进房间来'.

Usually not. For abstract entry, use '进入'.

Add '吗' at the end or use the A-not-A form: '进不进来'.

It shows the movement is toward the speaker's location.

Yes, '把书拿进来' (bring the book in).

Yes, it is standard Mandarin, though some dialects have their own versions.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish low

entrar

Chinese requires the directional complement as part of the verb phrase.

French low

entrer

Chinese grammar forces the speaker's perspective into the verb.

German moderate

hereinkommen

German uses prefixes; Chinese uses post-verbal complements.

Japanese high

入ってくる

The structure is almost identical to Chinese.

Arabic low

يدخل إلى هنا

Chinese integrates the direction into the verb structure.

Chinese high

进来

None.

Learning Path

Prerequisites

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!