متمم نتیجه '住' (zhù): ثابت کردن چیزها در جای خود
Grammar Rule in 30 Seconds
Use {住|zhù} after a verb to show that an action results in something staying fixed, stopped, or firmly in place.
- Use with verbs of stopping: {停|tíng}{住|zhù} (to come to a halt).
- Use with verbs of holding/securing: {抓|zhuā}{住|zhù} (to grab and hold tight).
- Use with verbs of remembering: {记|jì}{住|zhù} (to commit to memory/keep in mind).
مرور کلی
住 (zhù) جایگاه ویژهای دارد. اگر بخواهیم این مفهوم را با دستور زبان فارسی مقایسه کنیم، باید بگوییم که در فارسی، ما معمولاً برای بیان نتیجه یک فعل، از قیدها یا عبارتهای توضیحی استفاده میکنیم.住 به عنوان یک متمم نتیجه، بیانگر این است که عملی انجام شده و در نهایت به یک وضعیت «ثبات»، «توقف» یا «گیر افتادن» منجر شده است. برای یک فارسیزبان، درک این نکته مهم است که 住 به تنهایی به معنای «زندگی کردن» (住在这里) است، اما وقتی بعد از فعلهای دیگر میآید، نقش دستوری کاملاً متفاوتی پیدا میکند. این دقیقاً همان جایی است که سیستم زبانی چینی با فارسی تفاوت دارد؛ در فارسی ما برای بیان «گرفتن و نگه داشتن»، از دو فعل جداگانه استفاده میکنیم، اما چینی با اضافه کردن 住 به فعل 抓 (گرفتن)، فعل جدید 抓住 (گرفتن و نگه داشتن/محکم گرفتن) را میسازد.Verb + 住 یک «فعل مرکب نتیجهگرا» (Resultative Verb Compound) ایجاد میکند. در دستور زبان فارسی، ما ساختارهای مشابهی داریم که در آنها فعل دوم، نتیجه فعل اول را مشخص میکند، اما در چینی این پیوند بسیار تنگاتنگتر است. وقتی شما 住 را به فعل اضافه میکنید، در واقع به شنونده میگویید که آن عمل نه تنها انجام شده، بلکه به یک «قفل شدن» یا «ثبات» رسیده است.停 (tíng) به معنای توقف است، اما وقتی میگوییم 停住 (tíngzhù)، تأکید بر این است که ماشین «کاملاً ثابت شد و دیگر حرکت نکرد». این دقیقاً مشابه تفاوت بین «ایستادن» و «میخکوب شدن» است.住 در این نقش، غیرقابل جدا شدن است (مگر در حالتهای پتانسیل). یعنی نمیتوانید بین فعل و 住 کلمه دیگری قرار دهید. این ساختار به زبان چینی ویژگی «دقت در نتیجه» را میدهد.记 (jì) به معنای «ثبت کردن» یا «به خاطر آوردن» است، اما 记住 (jìzhù) به معنای «به خاطر سپردن» است؛ یعنی اطلاعات در ذهن شما «قفل» شده و دیگر فراموش نمیشود. این تفاوت ظریف، همان چیزی است که تفاوت بین یک سطح مبتدی و سطح B1 است.他抓住了一个球。 | او توپ را گرفت (و نگه داشت). |我没记住他的名字。 | من اسم او را به خاطر نسپردم. |你抓住他了没有? | آیا او را (محکم) گرفتی؟ |没 (méi) برای منفی کردن در گذشته. همانطور که در فارسی ما برای گذشته منفی از «نـ» استفاده میکنیم، در چینی نیز برای منفی کردن فعلهایی که متمم نتیجه دارند، حتماً باید از 没 استفاده کنید و هرگز از 不 استفاده نکنید.住 در چهار موقعیت اصلی کاربرد دارد که باید به آنها مسلط شوید:- 1توقف فیزیکی: وقتی میخواهید بگویید چیزی کاملاً متوقف شده است. مانند
停住(tíngzhù) برای توقف ماشین یا站住(zhànzhù) برای ایستادنِ یک فرد. - 2گرفتن محکم: وقتی عملی باعث میشود چیزی در دست شما ثابت بماند. مثل
抓住(zhuāzhù) که به معنای گرفتنِ محکم است و از فرار جلوگیری میکند. - 3به خاطر سپردن: این پرکاربردترین حالت برای دانشآموزان است.
记住(jìzhù) یعنی چیزی را در حافظه «ثابت» کردهاید. - 4کنترل و محدودیت: برای کنترل احساسات یا شرایط. مثلاً
管住(guǎnzhù) به معنای کنترل کردنِ رفتار یا留住(liúzhù) به معنای نگه داشتنِ یک شخص یا فرصت.
住 نقش همان «محکم» را بازی میکند که به انتهای فعل منتقل شده است.- 1استفاده از
不به جای没در منفیسازی: فارسیزبانان به دلیل عادت به ساختار «نـ» در فارسی، ممکن است در جملات منفی گذشته از不استفاده کنند (مثلاً我不记住که غلط است). باید بدانید در چینی برای متمم نتیجه، همیشه没استفاده میشود. - 2جدا کردن متمم: فارسیزبانان ممکن است سعی کنند قیدها را بین فعل و
住قرار دهند (مثلاً抓很快住). این اشتباه است زیرا住باید بلافاصله بعد از فعل بیاید. - 3فراموش کردن
住در مفاهیم حفظی: بسیاری از زبانآموزان فقط از记استفاده میکنند، در حالی که در چینیِ طبیعی، برای تأکید بر «به خاطر سپردن»، حتماً باید记住به کار رود. استفاده از记به تنهایی، مفهوم ناقصی را میرساند.
住 اشتباه گرفته میشوند.住 |住 | ثبات، توقف، قفل شدن | تأکید بر ثابت ماندن و عدم حرکت |到 | رسیدن به هدف، موفقیت در ادراک | تأکید بر رسیدن به مقصد یا دریافت حسی |看到 (kàndào) یعنی «دیدن» (موفق شدن در دیدن)، اما 看住 (kànzhù) یعنی «مراقب بودن/چشم از کسی برنداشتن» تا فرار نکند. این تفاوت ظریف را همیشه در ذهن داشته باشید.- 1آیا میتوانم همیشه از
住استفاده کنم؟ خیر، فقط برای فعلهایی که میتوانند به یک وضعیت «ثابت» یا «توقفی» منجر شوند. - 2آیا
住همیشه به معنای سکونت است؟ خیر، وقتی به عنوان متمم نتیجه بعد از فعل میآید، دیگر معنای «زندگی کردن» نمیدهد و فقط نقش دستوری «توقف/ثبات» دارد. - 3چگونه بفهمم چه زمانی از
得یا不استفاده کنم؟ اینها «متممهای پتانسیل» هستند. اگر میخواهید بگویید «تواناییِ» رسیدن به آن حالت را دارید، از得(مثلاً抓得住) استفاده کنید.
Formation of Resultative 住
| Type | Structure | Example |
|---|---|---|
|
Affirmative
|
Verb + 住
|
{记|jì}{住|zhù}
|
|
Negative
|
Verb + 不 + 住
|
{记|jì}不住
|
|
Interrogative
|
Verb + 住 + 没有?
|
{记|jì}{住|zhù}没有?
|
|
Potential
|
Verb + 得 + 住
|
{记|jì}{得|de}{住|zhù}
|
|
Potential Negative
|
Verb + 不 + 住
|
{记|jì}不住
|
Meanings
The complement {住|zhù} indicates that an action has successfully brought an object or state to a fixed, stable, or stationary position.
Physical Stoppage
Stopping motion or movement.
“车{停|tíng}{住|zhù}了。”
“他{拦|lán}{住|zhù}了出租车。”
Firm Grasp
Holding something so it cannot escape.
“{抓|zhuā}{住|zhù}绳子!”
“他{握|wò}{住|zhù}了我的手。”
Mental Retention
Keeping information in the mind.
“我{记|jì}{住|zhù}了你的名字。”
“这首歌我{听|tīng}{住|zhù}了。”
Reference Table
| عبارت فعلی | پینیین | معنی فارسی | کاربرد |
|---|---|---|---|
|
记住
|
jìzhù
|
به خاطر سپردن
|
تثبیت ذهنی
|
|
抓住
|
zhuāzhù
|
قاپیدن / گرفتن
|
گرفتن فیزیکی
|
|
停住
|
tíngzhù
|
متوقف شدن
|
توقف حرکت
|
|
拿住
|
názhù
|
محکم گرفتن
|
نگهداری فیزیکی
|
|
站住
|
zhànzhù
|
ایستادن / ایست!
|
توقف دستوری
|
|
吸引住
|
xīyǐnzhù
|
جذب کردن / میخکوب کردن
|
تثبیت روانی
|
|
堵住
|
dǔzhù
|
مسدود کردن
|
انسداد فیزیکی
|
|
管住
|
guǎnzhù
|
کنترل کردن
|
محدود کردن
|
طیف رسمیت
请务必记住该地址。 (Giving directions)
请记住这个地址。 (Giving directions)
记住了这个地址啊。 (Giving directions)
地址记死! (Giving directions)
فعلهای رایج با 住 (zhù)
گرفتن فیزیکی
- 抓住 گرفتن/قاپیدن
- 拿住 محکم نگه داشتن
تثبیت ذهنی
- 记住 به خاطر سپردن
- 背住 حفظ کردن
توقف حرکت
- 停住 ایستادن
- 站住 ثابت ماندن
مقایسه 住 (zhù) و 到 (dào)
چه زمانی از مکمل 住 استفاده کنیم؟
آیا عمل باعث فیکس شدن چیزی میشه؟
آیا حرکت به توقف کامل ختم میشه؟
۴ سناریوی اصلی برای 住
امنیت
- • 抓住小偷
- • 锁住门
- • 管住孩子
مطالعه
- • 记住单词
- • 背住课文
- • 听住重点
حمل و نقل
- • 刹住车
- • 停住步伐
- • 站住等我
احساسات
- • 吸引住眼球
- • 迷住心窍
- • 稳住情绪
مثالها بر اساس سطح
车{停|tíng}{住|zhù}了。
The car stopped.
{抓|zhuā}{住|zhù}!
Hold on!
{记|jì}{住|zhù}。
Remember it.
{拿|ná}{住|zhù}。
Hold it.
我{记|jì}不住他的名字。
I can't remember his name.
他{拦|lán}{住|zhù}了出租车。
He stopped a taxi.
请{坐|zuò}{住|zhù}。
Please sit still.
{锁|suǒ}{住|zhù}门。
Lock the door.
{忍|rěn}{住|zhù}不笑。
Hold back from laughing.
他{握|wò}{住|zhù}我的手。
He held my hand.
{挡|dǎng}{住|zhù}了视线。
Blocked the view.
{记|jì}{住|zhù}这个{教|jiào}{训|xùn}。
Remember this lesson.
我们要{稳|wěn}{住|zhù}局势。
We must stabilize the situation.
{盯|dīng}{住|zhù}目标。
Keep your eyes on the goal.
他{憋|biē}{住|zhù}气。
He held his breath.
{缠|chán}{住|zhù}我不放。
Pestering me and won't let go.
{勾|gōu}{住|zhù}了我的心。
Captured my heart.
{封|fēng}{住|zhù}了出口。
Sealed the exit.
{堵|dǔ}{住|zhù}了漏洞。
Plugged the loophole.
{吸|xī}{住|zhù}了眼球。
Caught everyone's attention.
{凝|níng}{住|zhù}了时光。
Froze time.
{扼|è}{住|zhù}命运的咽喉。
Seize fate by the throat.
{拴|shuān}{住|zhù}了客户。
Retained the client.
{定|dìng}{住|zhù}了神。
Composed oneself.
بهراحتی اشتباه گرفته میشود
Both are resultative complements.
Both follow verbs.
Both indicate completion.
اشتباهات رایج
停了住
停住
记住了名字
记住了名字
走住
停住
抓了
抓住
记不住了
记不住
拦住出租车了
拦住出租车了
坐住下
坐住
忍住笑
忍住笑
稳住局势
稳住局势
锁住门了
锁住门了
凝住时间
凝住时间
扼住命运
扼住命运
拴住客户
拴住客户
الگوهای جملهسازی
请___住这个地址。
我___不住那个球。
我们要___住局势。
他___住了我的手。
Real World Usage
记住了!
停住!
稳住客户。
抓住球!
锁住门。
勾住粉丝。
قانون چسب حافظه
فاصله ننداز!
قدرت '站住'!
Smart Tips
Use 停住 instead of just 停.
Use 记住 instead of just 记.
Use 抓住.
Use 稳住.
تلفظ
Tone of 住
It is a neutral tone in many contexts, but can be 4th tone (zhù) for emphasis.
Command
停住!↘
Firm instruction
حفظ کنید
روش یادسپاری
Think of {住|zhù} as a 'living' anchor. When you 'live' somewhere, you are fixed in place.
تداعی تصویری
Imagine a person grabbing a rope and 'living' (staying) on it. They are fixed and won't fall.
Rhyme
Action done, result is true, just add the character 住!
Story
Xiao Ming was running. He 'stopped' (停住) when he saw a cat. He 'grabbed' (抓住) the cat gently. He 'remembered' (记住) to feed it later.
شبکه واژگان
چالش
For the next 5 minutes, describe everything you 'fix' or 'stop' using the pattern: 'I [verb] + 住 [object]'.
نکات فرهنگی
Used heavily in public safety announcements.
Similar usage, but sometimes prefers '記起來' for memory.
Often influenced by Cantonese, but standard Mandarin uses '住' the same way.
Derived from the verb 'to live/dwell', implying staying in one place.
شروعکنندههای مکالمه
你记住了吗?
你能抓住这个球吗?
怎么忍住不笑?
如何稳住团队?
موضوعات نگارش
اشتباهات رایج
Test Yourself
Score: /3
تمرینهای عملی
8 exercises请___住这个地址。
Which is correct?
Find and fix the mistake:
他记不住了。
住 / 门 / 锁 / 了
Hold the rope!
Match:
抓住
A: 你记住了吗? B: ___
Score: /8
Practice Bank
10 exercises我的手机没拿____,掉进水里了。
لطفاً شماره تلفن من رو به خاطر بسپار.
住了 / 把 / 警察 / 小偷 / 抓
وصل کن:
عبارت درست رو انتخاب کن:
这个美景吸引我。
雨太大了,路被堵____了。
میتونی سگت رو کنترل کنی؟
عبارت درست رو انتخاب کن:
记住 / 没 / 密码 / 我 / 那个
Score: /10
سوالات متداول (8)
No, only verbs that result in a fixed state.
It is often neutral, but can be 4th tone.
记住 is mental retention; 记下来 is writing it down.
Yes, add '了' after '住'.
Yes, very common.
记不住 is potential (cannot); 没记住 is factual (did not).
No, only verbs.
Yes, especially in business or literature.
Scaffolded Practice
1
2
3
4
Mastery Progress
Needs Practice
Improving
Strong
Mastered
In Other Languages
quedarse
Chinese uses a separate particle.
rester
Chinese is more specific about the action.
bleiben
Chinese syntax is verb-complement.
とどまる
Chinese is more flexible.
بقي
Chinese structure is unique.
住
None.
Learning Path
Prerequisites
ویدیوهای مرتبط
Related Grammar Rules
آماده و انجام شده: استفاده از 'hǎo' (好) به عنوان نتیجه
### Overview در زبان چینی، استفاده از `好` (`hǎo`) به عنوان یک «متمم نتیجه» (Result Complement)، یکی از مفاهیم کلیدی است...
کلمه 'تمام شده': فعل + 完 (wán)
Overview شما به تازگی تماشای یک سریال نتفلیکس را تمام کردهاید. چشمانتان درد میکند. به دوستتان پیام میدهید. میخواهید...
نشانگرهای موفقیت: استفاده از 到 (dào) برای نتایج
### Overview در زبان چینی، یکی از مفاهیم کلیدی که تفاوت زیادی با زبان فارسی دارد، استفاده از «متممهای نتیجه» (Result C...
نمیتونم انجامش بدم: مکمل پتانسیل منفی در چینی (فعل + 不 + نتیجه)
Overview تا حالا یه سریال چینی بدون زیرنویس دیدی؟ مغزت قفل میکنه. صداها رو میشنوی. اما هیچی نمیفهمی. نمیتونی فقط بگی...
ادامه بده: جادوی {下去|xiàqù}
Overview تا حالا شده ساعت ۸ شب شروع کنی به دیدن یه سریال نتفلیکس و یهو ببینی ساعت ۳ صبحه؟ همینطور نشستی و نگاه کردی. تو...