B1 noun

قَائِمَة

qa'imah

تعریف

لیست یعنی یه سری چیز که پشت سر هم نوشته شدن، مثلاً لیست خرید یا لیست اسم‌ها.

noun

مثال

كتبتُ قائمة بالأشياء التي يجب شراؤها.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!