يمتحن
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر work
أعمل
A1I work
عاملة
A1خانمی که مشغول کار یا فعالیت حرفهایه.
عاطل
A2کسی که سر کار نمیره و دنبال کاره.
عمل (verb)
A1این فعل یعنی یه کاری انجام دادن، معمولاً برای شغل.
عن بعد
A2یعنی از راه دور یه کاری رو انجام دادن، بدون اینکه خودت اونجا باشی.
أَدَاء
B1طرز انجام دادن یه کار یا وظیفه. به کیفیت کار یا اجرای هنری یه نفر میگن.
إدارات
A2بخشهایی که مسئولیت مدیریت و سازماندهی امور یک مجموعه را بر عهده دارند.
أخلاقي
A2مربوط به اصول اخلاقی و درستی و نادرستی کارها. یعنی کاری که با وجدان و اصول اخلاقی جور درمیاد.
اخْتِصَاص
B2یعنی تخصص یا حیطه کاری که تو توش مهارت داری. همچنین به معنی اختیارات قانونیه که به یک نفر داده شده تا توی یک زمینه خاص تصمیم بگیره.
العمل
A2کار یعنی کاری که برای پول درآوردن یا رسیدن به هدفی انجام میدی. ممکنه خستهکننده باشه ولی ارزشمنده.