ترکیبهای رایج
عبارات رایج
يروي الفلاح حقله بالماء.
The farmer waters his field with water.
نحتاج إلى المطر ليروي الأرض الجافة.
We need rain to water the dry land.
يروي أبي الزهور في حديقتنا كل صباح.
My father waters the flowers in our garden every morning.
شربت الماء لأروي عطشي بعد الجري.
I drank water to quench my thirst after running.
الجدة تروي لأحفادها قصصاً جميلة.
Grandmother narrates beautiful stories to her grandchildren.
كان البئر يروي كل القرية في الماضي.
The well used to water the whole village in the past.
في الصيف، نحتاج أن نروي النباتات كثيراً.
In summer, we need to water the plants a lot.
يروي النهر الأراضي الزراعية على ضفافه.
The river irrigates the agricultural lands on its banks.
اشتد العطش فأردت أن أروي ظمئي.
Thirst intensified, so I wanted to quench my extreme thirst.
يروي الساقي الحقول بعناية.
The irrigator waters the fields carefully.
الگوهای دستوری
الگوهای جملهسازی
يروي الفلاحُ الأرضَ بالماءِ.
The farmer irrigates the land with water.
نروي الزهورَ كلَّ صباحٍ.
We water the flowers every morning.
يروي المهندسُ الحدائقَ الحديثةَ بتقنياتٍ متطورةٍ.
The engineer irrigates modern gardens with advanced techniques.
يجب أن نروي الأشجارَ بانتظامٍ في الصيفِ.
We must water the trees regularly in the summer.
تُروى الأراضي الصحراويةُ الآنَ بمياهٍ معالجةٍ لتحويلها إلى مزارعَ خضراءَ.
Desert lands are now irrigated with treated water to transform them into green farms.
هل يمكنُ أن تروي لي قصةً عن كيفيةِ ريِّ الواحاتِ قديماً؟
Can you tell me a story about how oases were watered in the past?
لقد استثمرتْ الحكومةُ في مشاريعَ ضخمةٍ لترويَ مناطقَ شاسعةً كانتْ تعاني من الجفافِ.
The government has invested in massive projects to irrigate vast areas that were suffering from drought.
يروي هذا النهرُ العظيمُ السهولَ الخصبةَ، مما يضمنُ الاكتفاءَ الذاتيَّ من الغذاءِ للملايينِ.
This great river irrigates the fertile plains, ensuring food self-sufficiency for millions.
خودت رو بسنج 12 سوال
This means 'He waters the plants'. 'يسقي' (yasqī) is 'he waters', 'النباتات' (an-nabātāt) is 'the plants', and 'الماء' (al-māʾ) is 'the water'.
This means 'The farmer irrigates the land'. 'يروي' (yarwī) is 'he irrigates', 'الفلاح' (al-fallāḥ) is 'the farmer', and 'الأرض' (al-arḍ) is 'the land'.
This means 'I water the flowers every day'. 'أروي' (arwī) is 'I water', 'الزهور' (az-zuhūr) is 'the flowers', and 'كل يوم' (kull yawm) is 'every day'.
Does the farmer water his field every day?
The gardener waters the flowers early in the morning.
Plants need someone to water them continuously.
این را بلند بخوانید:
يروي المطر الأرض الجافة.
تمرکز: يروي
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
این را بلند بخوانید:
كيف تروي الأشجار في الصحراء؟
تمرکز: تروي
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
این را بلند بخوانید:
المياه الجوفية يمكن أن تروي مساحات واسعة.
تمرکز: تروي
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
/ 12 درست
نمره کامل!
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر nature
عالم
A1به کل دنیا یا همه چیزهایی که وجود داره میگن.
عالمياً
A2به چیزی که در کل دنیا اتفاق میافته یا همه جای جهان رو در بر میگیره.
عاصف
A2این یعنی هوا خیلی طوفانی و باد داره. شاید لازم باشه یه کاپشن بپوشی!
عقيم
A2یعنی چیزی که بچه یا گیاه تولید نمیکنه؛ نابارور یا بی حاصله.
عواء
A2صدای بلند و غمگین، مثل صدای زوزه کشیدن سگ توی شب.
عصفور
A1یه حیوون کوچولو که بال و پر داره و میتونه پرواز کنه.
عش
A2خونهایه که پرندهها میسازن، معمولاً رو درختا، تا تخم بذارن و جوجههاشون رو بزرگ کنن.
عشب
A1این همون گیاه سبزه که معمولاً توی چمن و صحرا رشد میکنه.
أدغال
A2به جاهای پر از درخت و بوتههای وحشی که معمولاً در مناطق گرم هستن، میگن.
أفق
A2خطی که به نظر میرسه آسمون به زمین یا دریا میرسه.