embarazada
مثال
In context, `embarazada` expresses: pregnant.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر false_friends
aceitar
A2Primary meaning: to oil (archaic).
aceite
A2روغن. مایع چربی که برای پخت و پز یا روانکاری استفاده می شود.
aceto
A2Primary meaning: I accept (verb).
acordar
A2Primary meaning: to agree.
actualmente
A2در حال حاضر، من روی یک پروژه جدید و هیجانانگیز کار میکنم.
advertir
A2هشدار دادن به کسی در مورد خطر. متوجه چیزی شدن یا توجه کردن به آن.
apellido
A2Primary meaning: surname, last name.
asistir
A21. شرکت کردن در یک مراسم یا کلاس. 'من در جلسه شرکت میکنم.' 2. کمک کردن یا یاری رساندن. 'پزشک به بیمار کمک میکند.'
atender
A2پیشخدمت بلافاصله به شما رسیدگی خواهد کرد. ما باید به این مشکل فوری توجه کنیم.
aviso
A2اطلاعیه یا هشداری که برای آگاه کردن کسی از چیزی داده میشود.