Feliz
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر emotions
a diferencia de
B1برخلاف برادرم، من خیلی آرام هستم.
abatido
B1Feeling or showing great sadness or discouragement; dejected.
abatimiento
B2واژه 'abatimiento' به معنای حالت افسردگی، ناامیدی یا بی حالی است.
abatir
B1Abatir: ناامید کردن کسی یا سرنگون کردن چیزی. 'خبر او را دلسرد کرد' (The news discouraged him).
abierto/a de mente
B2روشنفکر؛ مایل به پذیرش ایدههای جدید.
aborrecer
B1بیزار بودن، متنفر بودن. 'من از دروغ بیزارم.'
abrazar
A1بغل کردن. 'او مادرش را بغل کرد.' 'آنها تصمیم گرفتند که صلح را بپذیرند.'
abrazo
A1عمل گرفتن کسی در آغوش؛ بغل کردن.
abrumador
B1چیزی که به دلیل قدرت یا مقدار زیاد، خردکننده یا طاقتفرسا باشد.
abrumar
B1کسی را با حجم زیادی از کار یا احساسات غرق کردن.