B1 verb

निर्वाह करना

nirvah karna

تعریف

امرار معاش کردن، تأمین کردن

verb

مثال

उसे अकेले अपने परिवार का निर्वाह करना पड़ता है।

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!