快晴
مثال
今日は一日中快晴でした。
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر weather
積もる
A2To pile up (e.g., snow).
のち
A2بعداً؛ پس از آن (در پیشبینی هواشناسی استفاده میشود).
近づく
A2نزدیک شدن. برای فاصله فیزیکی، زمان یا روابط استفاده میشود.
避ける
B1اجتناب کردن از کسی یا چیزی ناخوشایند.
氷点下
A2Below freezing point; temperature below 0 degrees Celsius.
長靴
A2Rain boots; waterproof boots worn to protect feet from rain.
穏やかな
B1آرام، ملایم. برای آب و هوا، دریا یا شخصیت افراد استفاده میشود.
快適な
A2راحت؛ دلپذیر. برای توصیف یک محیط یا تجربه بدون استرس استفاده می شود.
涼む
B1To cool oneself; to enjoy the cool air.
小雨
A2باران ملایم؛ بارش باران کم و پراکنده.