B1 verb

解ける

tokeru

تعریف

to melt, to thaw, to come undone

verb

مثال

氷が解けて水になった。

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!