B2 noun

분산

bunsan

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر statistics

평균

B1

عددی که نشان‌دهنده مقدار مرکزی یا معمول در مجموعه‌ای از داده‌ها است.

집계되다

B1

جمع‌بندی شدن یا آمارگیری شدن. در گزارش‌های رسمی برای اعلام اعداد نهایی استفاده می‌شود.

정비례하다

B2

To be directly proportional; when one value increases, the other also increases at the same rate.

추산하다

B2

تخمین زدن یا محاسبه تقریبی یک مقدار بر اساس داده‌های موجود.

하회하다

B1

To fall below a certain standard, number, or level. It is the direct opposite of '상회하다' and is essential for describing downward trends in academic writing.

고정적

B2

داشتن درآمد ثابت برای زندگی لازم است. (Having a fixed income is necessary for life.)

빈도

B2

تعداد دفعاتی که یک اتفاق در یک بازه زمانی مشخص رخ می‌دهد. 'بسامد استفاده از این واژه بسیار کم است.'

그래프

B1

نمودار دیاگرامی است که رابطه بین مقادیر متغیر را نشان می دهد.

반비례하다

B2

متناسب معکوس بودن؛ وقتی یک مقدار افزایش می‌یابد، مقدار دیگر با همان نرخ کاهش می‌یابد. (در علم، مفهوم متناسب معکوس بودن اغلب هنگام توضیح رابطه بین دو متغیر استفاده می‌شود.)

상당수

B1

تعداد قابل توجه یا اکثریت قابل ملاحظه. برای توصیف مقادیر معنادار استفاده می‌شود.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!