원동력
تعریف
The fundamental force or motive power that drives an activity, development, or change.
nounمثال
혁신은 기업 성장의 가장 큰 원동력이다.
مثال
혁신은 기업 성장의 가장 큰 원동력이다.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر general
대해
A2به معنای 'درباره' یا 'در مورد'. برای معرفی موضوع یک گفتگو یا فکر استفاده میشود.
~에 대해서
A2درباره؛ در مورد.
정도
A2مقدار یا درجه تقریبی؛ زمانی استفاده میشود که عدد دقیق یا اندازهگیری مشخصی ندارید. شبیه به 'حدود' یا 'تقریباً' است.
위에
A1روی / بالای. مثال: کتاب روی میز است (책이 책상 위에 있어요).
절대적
B2بیقید و شرط، نامحدود یا غیر نسبی بودن نسبت به هر چیز دیگر. چیزی را توصیف میکند که قطعی، تام یا عالی و بدون مقایسه است.
절대로
A2<mark>절대로</mark> هرگز تسلیم نشو. (هرگز و تحت هیچ شرایطی تسلیم نشو.)
우연적이다
B2اتفاقی یا تصادفی بودن؛ به طور شانسی رخ دادن. 'ملاقات آنها کاملاً اتفاقی بود.'
우연히
B1به طور تصادفی یا غیرمنتظره. اغلب برای توصیف یک ملاقات تصادفی یا یک کشف برنامه ریزی نشده استفاده می شود.
데리다
A1همراه بردن یا آوردن یک شخص یا حیوان.
따라
A2ما در امتداد رودخانه قدم زدیم و از منظره لذت بردیم.