B2 adjective

당위적

dangwijeok

تعریف

Relating to what ought to be done or what is morally necessary; normative.

adjective

مثال

도덕적 실천은 당위적 과제이다.

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر philosophy

상대적

B2

نسبی. چیزی که در مقایسه با چیز دیگری در نظر گرفته می‌شود.

견해

B1

روش خاصی برای نگاه کردن یا فکر کردن به چیزی؛ یک نظر یا دیدگاه. کارشناسان دیدگاه های متفاوتی در این مورد دارند.

근본적

B2

مربوط به اساسی‌ترین یا مهم‌ترین بخش یک چیز. این کلمه راه‌حل‌ها یا عللی را توصیف می‌کند که به هسته یک مشکل می‌پردازند.

귀결

B1

حالت نهایی، نتیجه یا پایانی که یک بحث یا منطق در نهایت به آن می‌رسد. تمام استدلال‌ها به این نتیجه ختم شد.

지향하다

B2

به سمت هدفی رفتن یا آرزوی چیزی را داشتن. ما به دنبال صلح جهانی هستیم.

동일성

B2

حالت یکسان بودن دقیق یا داشتن ماهیتی پایدار در طول زمان؛ هویت. این به کیفیت یکسان بودن، بدون هیچ تفاوتی اشاره دارد.

역설

B2

پارادوکس یا متناقض‌نما بیانی است که در ظاهر متضاد به نظر می‌رسد اما حقیقتی عمیق را در خود دارد. در کره‌ای به آن '역설' می‌گویند.

논증

B1

فرآیند استدلال یا ارائه دلیل منطقی برای حمایت از یک ادعای خاص.

우연성

B2

کیفیت رخ دادن به صورت تصادفی یا اتفاقی.

성찰하다

B1

تأمل عمیق در افکار، احساسات یا اعمال خود.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!