spel
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر sports
conditie
B1Physical state or terms of a contract.
exercitie
C1A training exercise or drill.
meedoen
A2شرکت در یک فعالیت یا رویداد.
overwinning
B1پیروزی در مسابقه برای هواداران بسیار شیرین بود.
speel
A1من هر روز پیانو مینوازم. (I play the piano every day.)
spelen
A1بازی کردن؛ درگیر شدن در فعالیتهای سرگرمکننده، بازیها یا ورزشها.
speler
A1یک speler شخصی است که یک بازی یا ورزش را انجام میدهد.
sport
A1Sport
sporten
A2To engage in physical activity for health or competition.
sportief
B1او بسیار ورزشکار است و هر روز ورزش میکند.