wandel
تعریف
to walk or stroll
verbمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر sports
speel
A1من هر روز پیانو مینوازم. (I play the piano every day.)
spelen
A1بازی کردن؛ درگیر شدن در فعالیتهای سرگرمکننده، بازیها یا ورزشها.
uitslag
B1نتیجه مسابقه فوتبال مساوی شد.
speler
A1یک speler شخصی است که یک بازی یا ورزش را انجام میدهد.
overwinning
B1پیروزی در مسابقه برای هواداران بسیار شیرین بود.
tegenstander
B1یک حریف در بازی یا مسابقه.
vangen
A2گرفتن چیزی که در حال حرکت است، مانند توپ یا حیوانی که در حال فرار است.
wedstrijd
A1کلمه 'Wedstrijd' به معنای یک مسابقه یا رقابت است که در آن افراد یا تیمها با یکدیگر رقابت میکنند. مثال: بازی فوتبال بسیار مورد انتظار است.
meedoen
A2شرکت در یک فعالیت یا رویداد.
toeschouwer
B1تماشاچی شخصی است که یک رویداد را تماشا میکند. 'تماشاچیان از نمایش لذت بردند.'