samotny
Sad because one has no friends or company.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر emotions
afirmacja
C1the action of stating as a fact; emotional support
ambicja
B2جاهطلبی، میل شدیدی برای دستیابی به چیزی مهم در زندگی، مانند موفقیت شغلی یا شخصی است. این امر با ارادهای قوی و عزم راسخ برای رسیدن به اهداف بزرگ تجلی مییابد.
ambwalentny
C1having mixed feelings or contradictory ideas
asertywność
C1the quality of being self-assured and confident
bać
A2to fear
bać się
A1ترسیدن. من از عنکبوت میترسم (Boję się pająków). نترس (Nie bój się).
ciekawić
B2ایجاد کنجکاوی یا علاقه. 'برایم جالب است که بدانم او کجاست.' 'این موضوع همیشه مرا کنجکاو کرده است.'
ciekawość
B1کنجکاوی تمایل شدید به دانستن یا یادگیری چیزی است.
ciekawy
A1arousing interest
cieszyć
A2to be happy