撒娇
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر emotions
有点
A1کمی؛ تا حدی. قبل از صفت برای بیان یک حالت کمی منفی استفاده میشود.
一点
A1کمی؛ مقدار کمی از چیزی.
可恶
A2Hateful; detestable; abominable.
心不在焉
A2Absent-minded; preoccupied.
接受地
A2Acceptingly; receptively.
成就感
B1Sense of achievement; fulfillment.
上瘾
B1To be addicted to something.
沉迷
A2To be addicted to; to be engrossed in.
敬佩
B1تحسین کردن؛ عمیقاً احترام گذاشتن. برای ابراز احترام زیاد به شخصیت یا اعمال کسی استفاده میشود.
佩服
B1To admire; to respect.