B2 verb

裁定

caiding

تعریف

to rule; to decide (judicially)

verb

مثال

法官裁定被告无罪。

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!