裁决
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر law
允许
B1معلم به دانشآموزان اجازه داد که از کتابخانه استفاده کنند.
补偿
B1جبران کردن خسارت یا کمبود. تلافی کردن.
遵守
B1رعایت کردن یا پیروی از قوانین، مقررات یا توافقنامهها. به عنوان مثال، رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی.
约束
B1محدودیت یا فشار بر اعمال یا رفتار کسی؛ عمل تحت کنترل نگه داشتن چیزی.
版权
B1حق تکثیر یا حق چاپ، حق قانونی انحصاری است که به خالق یک اثر اصلی داده میشود تا استفاده و توزیع آن را کنترل کند. در فارسی به آن 'حق تکثیر' یا 'حق مؤلف' میگویند.
著作权
B1حق تکثیر حق قانونی است که به پدیدآورنده یک اثر داده میشود.
法院
B1دادگاه نهادی است که به اختلافات قانونی رسیدگی میکند.
犯罪
B1واژه '犯罪' به معنای مرتکب شدن جرم یا عملی است که توسط قانون مجازات میشود.
剥夺
B1محروم کردن کسی از حقوق یا اموال خود با زور یا قانون.
判定
B1تعیین کردن یا قضاوت رسمی. دادگاه حکم داد که او بیگناه است.