B2 adverb 격식체 1분 분량

بالتبع

betabe /bɒːl.tæb.ʕæ/

Use 'بالتبع' to show that something is a direct and natural result of what came before.

30초 단어

  • Indicates a natural or logical consequence.
  • Connects a result to a preceding cause or situation.
  • Often used in formal writing and reasoning.

Overview

«بالتبع» کلمه‌ای است که برای بیان رابطه علت و معلولی یا نتیجه‌گیری منطقی به کار می‌رود. این قید نشان می‌دهد که امری، نتیجه‌ی طبیعی یا اجتناب‌ناپذیرِ امر دیگری است که پیش از آن ذکر شده یا بدیهی است. استفاده از «بالتبع» به متن رسمیت و استحکام بیشتری می‌بخشد و نشان‌دهنده یک استدلال منسجم است.

«بالتبع» معمولاً در ابتدای جمله یا پس از ذکر علت یا مقدمه می‌آید تا نتیجه را بیان کند. ساختار رایج آن به این صورت است: «[مقدمه/علت]، و بالتبع [نتیجه]». همچنین می‌تواند به تنهایی برای اشاره به نتیجه‌ای که از قبل مشخص است، استفاده شود. این قید معمولاً در نوشتار رسمی، مقالات، گزارش‌ها و سخنرانی‌های رسمی کاربرد دارد، اما در مکالمات روزمره نیز بسته به سطح رسمی بودن، ممکن است شنیده شود.

این واژه در متون تحلیلی، خبری، حقوقی، علمی و فلسفی بسیار رایج است. برای مثال، در تحلیل‌های اقتصادی، «با افزایش نرخ بهره، بالتبع سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد». در مباحث اجتماعی، «فقر گسترده، بالتبع جرم و جنایت را افزایش می‌دهد». در بحث‌های منطقی، «اگر مقدمات درست باشند، بالتبع نتیجه نیز درست خواهد بود».

«بالتبع» با کلماتی مانند «در نتیجه»، «لذا»، «بنابراین»، «از این رو»، «ناشی از آن» و «قهراً» هم‌معنی است. با این حال، «بالتبع» اغلب بار معناییِ «طبیعی بودن» یا «اجتناب‌ناپذیر بودن» نتیجه را بیشتر منتقل می‌کند. «در نتیجه» و «بنابراین» بیشتر بر رابطه علت و معلولی صرف تأکید دارند. «قهراً» نیز شبیه «بالتبع» است اما ممکن است کمی بار معناییِ اجبار یا ناچاری بیشتری داشته باشد. «لذا» و «از این رو» بیشتر در نوشتار رسمی و برای ربط دادن دو جمله یا بخش از متن به کار می‌روند.

예시

1

با توجه به شواهد موجود، بالتبع نمی‌توانیم او را مقصر بدانیم.

formal

Given the available evidence, consequently, we cannot hold him responsible.

2

کاهش بارندگی‌ها، بالتبع بر تولید محصولات کشاورزی تأثیر منفی گذاشت.

academic

The decrease in rainfall naturally impacted agricultural production negatively.

3

او تمام شب نخوابیده بود و بالتبع صبح خیلی خسته بود.

everyday

He hadn't slept all night and, as a result, was very tired in the morning.

4

سرمایه‌گذاری خارجی افزایش یافته است؛ بالتبع، نرخ بیکاری کاهش خواهد یافت.

formal

Foreign investment has increased; consequently, the unemployment rate will decrease.

자주 쓰는 조합

و بالتبع and consequently
بالتبع آن as a result of it
بالتبع افزایش یافتن/یافتن consequently increasing

자주 쓰는 구문

بالتبع آن

as a consequence of it

به بالتبع

consequently

و بالتبع

and consequently

자주 혼동되는 단어

بالتبع vs در نتیجه

'در نتیجه' (dar natijeh) is a more general term for 'as a result' or 'in conclusion'. 'بالتبع' (bâl-tab'an) specifically implies a natural, logical, or inevitable consequence that follows directly from the preceding statement.

بالتبع vs قهراً

'قهراً' (qahran) also means 'consequently' or 'inevitably', but it often carries a stronger sense of compulsion or being forced by circumstances, whereas 'بالتبع' focuses more on the logical or natural flow.

문법 패턴

[مقدمه/علت]، بالتبع [نتیجه]. بالتبع، [نتیجه] [بر اساس مقدمه/علت].

How to Use It

사용 참고사항

The word 'بالتبع' is primarily used in formal and academic Persian. It signifies a logical or natural progression from one point to another. While understandable in spoken language, its frequent use can make speech sound overly formal or stilted. It is best reserved for writing or situations requiring precise logical connections.


자주 하는 실수

A common mistake is using 'بالتبع' interchangeably with 'در نتیجه' in all contexts. Remember that 'بالتبع' emphasizes the natural or inevitable aspect of the consequence. Another error is placing it incorrectly within a sentence, disrupting the logical flow it's meant to establish.

Tips

💡

Connect Cause and Effect Clearly

Use 'بالتبع' to explicitly link a result to its preceding cause, strengthening your argument.

⚠️

Avoid Overuse in Casual Talk

While understandable, 'بالتبع' can sound overly formal or academic in very casual conversations.

🌍

Emphasis on Logical Flow

The use of words like 'بالتبع' reflects a cultural appreciation for clear, logical reasoning in Persian discourse, especially in formal settings.

어원

The word 'بالتبع' originates from Arabic. 'بـ' (bi-) means 'by' or 'with', and 'التبع' (al-taba') means 'following' or 'consequence'. Thus, it literally means 'by following' or 'as a consequence'.

문화적 맥락

In Persian culture, particularly in academic and intellectual circles, demonstrating a clear and logical progression of thought is highly valued. Using 'بالتبع' reflects this emphasis on reasoned argument and the understanding that events often unfold in a predictable, natural sequence.

암기 팁

Think of 'بالتبع' as 'by following' the previous idea. The consequence 'follows' naturally, like a shadow follows an object.

자주 묻는 질문

4 질문

خیر، «بالتبع» فقط به معنای نتیجه است و می‌تواند هم نتیجه مثبت و هم نتیجه منفی را بیان کند. انتخاب معنای مثبت یا منفی بستگی به جمله و بافت آن دارد.

«بالتبع» بر جنبه طبیعی و اجتناب‌ناپذیر بودن نتیجه تأکید بیشتری دارد، در حالی که «در نتیجه» صرفاً به رابطه علت و معلولی اشاره می‌کند و ممکن است نتیجه، غیرمنتظره باشد.

این قید بیشتر در متون رسمی مانند مقالات علمی، گزارش‌های تحلیلی، متون حقوقی و فلسفی کاربرد دارد، زیرا به بیان استدلال‌های منطقی و روابط علت و معلولیِ مستحکم کمک می‌کند.

بله، «بالتبع» می‌تواند در ابتدای جمله بیاید، مخصوصاً وقتی که نتیجه‌ای را به یک وضعیت یا گزاره قبلی که بدیهی یا ذکر شده است، نسبت می‌دهیم. مثلاً: «شرایط اقتصادی دشوار است. بالتبع، رضایت عمومی کاهش یافته است.»

셀프 테스트

fill blank

افزایش آلودگی هوا، ______ مشکلات تنفسی را در شهرنشینان افزایش داده است.

정답! 아쉬워요. 정답: بالتبع

کلمه «بالتبع» به خوبی نشان می‌دهد که افزایش مشکلات تنفسی، نتیجه طبیعی و مستقیم افزایش آلودگی هوا است.

multiple choice

با توجه به شواهد موجود، بالتبع نمی‌توانیم او را مقصر بدانیم.

정답! 아쉬워요. 정답: در نتیجه

گزینه «در نتیجه» به بهترین شکل معنای نتیجه‌گیری منطقی و پیامد شواهد را منتقل می‌کند، هرچند «بالتبع» حس طبیعی بودن را بیشتر دارد.

sentence building

کلمات کلیدی: افزایش قیمت بنزین، قدرت خرید مردم، بالتبع

정답! 아쉬워요. 정답: بالتبع، افزایش قیمت بنزین باعث کاهش قدرت خرید مردم شد.

این جمله به درستی رابطه علت و معلولی را با استفاده از «بالتبع» نشان می‌دهد و ساختار جمله نیز صحیح است.

점수: /3

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!