B2 noun 중립 1분 분량

سر وقت

sar vaqt /sæɾe væxt/

Being 'sar-e vaght' means arriving or completing a task precisely when expected.

30초 단어

  • Doing something exactly at the appointed or scheduled hour.
  • A key indicator of punctuality and professionalism in Persian culture.
  • Used as an adverbial phrase with verbs like come or arrive.

Overview

عبارت 'سر وقت' یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در زبان فارسی برای توصیف مفهوم وقت‌شناسی (Punctuality) است. از نظر ساختاری، این عبارت از ترکیب حرف اضافه 'سر' (به معنی لبه یا نقطه دقیق) و اسم 'وقت' (به معنی زمان) ساخته شده است.

بررسی اجمالی

وقتی کسی 'سر وقت' کاری را انجام می‌دهد، یعنی نه زودتر از موعد و نه دیرتر از آن عمل کرده است. در فرهنگ ایرانی، اگرچه در برخی محافل غیررسمی ممکن است تعارفی در زمان وجود داشته باشد، اما در محیط‌های آکادمیک و اداری، 'سر وقت' بودن نشانه‌ای از حرفه‌ای بودن و احترام متقابل تلقی می‌شود.

الگوهای کاربردی

این عبارت معمولاً به عنوان قید زمان در جمله ظاهر می‌شود. برای مثال با فعل‌هایی نظیر 'آمدن'، 'رسیدن'، 'حاضر شدن' و 'تحویل دادن' همراه می‌گردد. همچنین می‌تواند با قیدهای تشدیدی مانند 'دقیقاً' (دقیقاً سر وقت) همراه شود تا بر دقت زمانی تأکید بیشتری شود.

بافت‌های رایج

در محیط‌های کاری، استفاده از این اصطلاح برای ضرب‌الاجل‌ها (Deadlines) بسیار رایج است. در روابط اجتماعی، 'سر وقت' بودن در قرار ملاقات‌ها نشان‌دهنده شخصیت فرد است. در سیستم‌های حمل و نقل مانند قطار یا هواپیما نیز از این اصطلاح برای اعلام حرکت بدون تأخیر استفاده می‌شود.

مقایسه با کلمات مشابه

کلمه 'به‌موقع' (Timely) شباهت زیادی به 'سر وقت' دارد، اما تفاوت ظریفی میان آن‌هاست. 'به‌موقع' بیشتر به معنای 'در زمان مناسب' (Right moment) است، در حالی که 'سر وقت' بر 'زمان مقرر شده' (Scheduled time) تأکید دارد. برای مثال، دارویی که در لحظه بحرانی خورده می‌شود 'به‌موقع' است، اما کلاسی که ساعت ۸ شروع می‌شود، 'سر وقت' است.

예시

1

او همیشه سر وقت به قرارهایش می‌رسد.

everyday

He always arrives at his appointments on time.

2

لطفاً گزارش‌ها را سر وقت تحویل دهید.

formal

Please submit the reports on time.

3

ببخشید، نتونستم سر وقت بیام، ترافیک بود.

informal

Sorry, I couldn't make it on time; there was traffic.

4

پژوهشگران باید داده‌ها را سر وقت جمع‌آوری کنند تا نتایج دقیق باشد.

academic

Researchers must collect data on schedule for the results to be accurate.

자주 쓰는 조합

رسیدن سر وقت Arriving on time
دقیقاً سر وقت Exactly on time / Sharp
حاضر شدن سر وقت Showing up on time

자주 쓰는 구문

سر وقت بودن

To be on time

همه چیز سر وقت انجام شد

Everything was done on schedule

자주 혼동되는 단어

سر وقت vs به‌موقع

'Sar-e vaght' refers to a specific clock time, while 'be-moghe' refers to the appropriateness of the timing.

سر وقت vs زود

'Zood' means early (before the set time), whereas 'sar-e vaght' is exactly at the set time.

문법 패턴

قید زمان + فعل دقیقاً + سر وقت اسم + را + سر وقت + فعل متعدی

How to Use It

사용 참고사항

The phrase is neutral and can be used in all registers of Persian. In spoken Persian, the 'e' (ezāfe) between 'sar' and 'vaght' is often pronounced clearly. It is highly valued in professional communication to emphasize reliability.


자주 하는 실수

English speakers sometimes use 'dar vaght' by literal translation, but 'dar' is incorrect here; 'sar' must be used. Also, don't confuse it with 'vaght-e gozashte' (past time) or other time-related idioms.

Tips

💡

Boost your professional image with this phrase

Use 'sar-e vaght' in job interviews or emails to assure others of your punctuality.

⚠️

Don't confuse with 'vagh-o bi-vaght'

'Vagh-o bi-vaght' means at inappropriate or random times, which is the opposite of being scheduled.

🌍

Punctuality in Iranian social gatherings

While 'sar-e vaght' is vital in business, in some informal parties, arriving exactly on time might be surprisingly early.

어원

Derived from the Persian word 'Sar' (head/at/on) and the Arabic loanword 'Vaqt' (time). The construction implies being 'at the head of the time'.

문화적 맥락

In modern Iranian urban life, punctuality is increasingly stressed due to heavy traffic. Saying 'I will be there sar-e vaght' is a strong commitment.

암기 팁

Think of 'Sar' as the 'Head' or 'Tip' of the clock hand. When the hand is exactly on the 'head' of the hour, you are 'Sar-e vaght'.

자주 묻는 질문

4 질문

'سر وقت' به معنای رعایت دقیق ساعت تعیین شده است، اما 'به‌موقع' به معنای انجام کار در زمانی است که فایده داشته باشد یا دیر نشود.

بله، این عبارت کاملاً استاندارد است و در محیط‌های اداری و رسمی برای تأکید بر انضباط زمانی استفاده می‌شود.

متضاد مستقیم آن 'با تأخیر' یا 'دیر' است که نشان‌دهنده عدم رعایت زمان مقرر می‌باشد.

خیر، معمولاً به عنوان قید یا متمم قیدی در جمله به کار می‌رود تا چگونگی انجام فعل از نظر زمانی را نشان دهد.

셀프 테스트

fill blank

اتوبوس ساعت ۱۰ حرکت می‌کرد و خوشبختانه ما ___ رسیدیم.

정답! 아쉬워요. 정답: سر وقت

چون اتوبوس ساعت مشخصی داشته، رسیدن در همان ساعت یعنی 'سر وقت'.

multiple choice

او همیشه کارهایش را سر وقت انجام می‌دهد.

정답! 아쉬워요. 정답: بدون تأخیر

'بدون تأخیر' (without delay) نزدیک‌ترین معنی را به مفهوم وقت‌شناسی دارد.

sentence building

باید / جلسه / سر وقت / حاضر / در / شوی

정답! 아쉬워요. 정답: باید در جلسه سر وقت حاضر شوی

ساختار استاندارد جمله فارسی: نهاد (مستتر) + متمم + قید + فعل.

점수: /3

Related Content

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!