B2 noun Formal 1 min read

کاوش

kavosh /kʰɒːvoʃ/

Kavosh signifies a deep, systematic exploration driven by curiosity to uncover new knowledge or facts.

Word in 30 Seconds

  • Deep search or investigation for knowledge or discovery.
  • Often used in scientific, archaeological, and exploratory contexts.
  • Implies curiosity and systematic effort to uncover the unknown.

Overview

واژه «کاوش» در زبان فارسی به فرایند جستجو، تحقیق، و بررسی عمیق و نظام‌مند برای کشف حقایق، یافتن اطلاعات جدید، یا شناخت بهتر یک موضوع اشاره دارد. این کلمه بار معنایی فعالی دارد و بر تلاش و کنجکاوی تمرکز می‌کند. کاوش می‌تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد؛ از جستجوی فیزیکی در مکانی ناشناخته گرفته تا بررسی‌های علمی و نظری در یک حوزه تخصصی. هدف اصلی کاوش، رسیدن به درک عمیق‌تر و کسب دانش جدید است.

«کاوش» معمولاً به عنوان اسم به کار می‌رود و می‌تواند فاعل، مفعول، یا متمم جمله باشد. این واژه اغلب با افعالی مانند «انجام دادن»، «کردن»، «آغاز کردن»، «ادامه دادن»، «متوقف کردن» و صفاتی مانند «عمیق»، «گسترده»، «علمی»، «فرهنگی»، «باستان‌شناسی» همراه می‌شود. همچنین، حرف اضافه «در» یا «برای» قبل از آن برای مشخص کردن حوزه یا هدف کاوش به کار می‌رود (مثلاً: کاوش در تاریخ، کاوش برای یافتن منابع جدید).

این واژه در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

۱. علمی و پژوهشی: کاوش‌های علمی برای کشف پدیده‌های جدید، آزمایش نظریه‌ها، و جمع‌آوری داده‌ها. مثال: کاوش‌های فضایی، کاوش‌های ژنتیکی.

۲. باستان‌شناسی و تاریخی: کاوش‌های باستان‌شناسی برای کشف آثار و بقایای تمدن‌های گذشته.

۳. اکتشافی: کاوش در مناطق جغرافیایی ناشناخته یا منابع طبیعی.

۴. فرهنگی و اجتماعی: کاوش در ریشه‌های یک فرهنگ، بررسی مسائل اجتماعی، یا تحلیل رفتار انسانی.

۵. فلسفی و نظری: کاوش در مفاهیم انتزاعی و ایده‌های پیچیده.

«کاوش» با واژگانی چون «تحقیق»، «جستجو»، «بررسی»، «تفحص»، و «پژوهش» هم‌پوشانی معنایی دارد، اما تفاوت‌های ظریفی نیز دارند:

  • تحقیق (Research): معمولاً به فرایندی نظام‌مندتر و علمی‌تر برای اثبات یا رد یک فرضیه اشاره دارد.
  • جستجو (Search): بیشتر بر عمل یافتن چیزی که گم شده یا در دسترس نیست تمرکز دارد و می‌تواند سطحی‌تر باشد.
  • بررسی (Investigation/Examination): اغلب به معنی معاینه دقیق و موشکافانه یک موضوع یا وضعیت خاص است، گاهی برای یافتن علت یا مشکل.
  • تفحص (Inquiry/Exploration): شباهت زیادی به کاوش دارد، اما گاهی بر پرس‌وجو و کنجکاوی بیشتر تأکید می‌کند.

«کاوش» اغلب مفهوم کنجکاوی، اکتشاف و تلاش برای رسیدن به ناشناخته‌ها را در خود دارد و می‌تواند شامل جنبه‌های عمیق‌تر و گسترده‌تری نسبت به «جستجو» باشد.

Examples

1

کاوش‌های علمی فضانوردان به درک بهتر سیارات دیگر کمک کرده است.

academic

The scientific explorations of the astronauts have helped in better understanding other planets.

2

باستان‌شناسان مشغول کاوش در ویرانه‌های تمدن باستانی بودند.

academic

Archaeologists were engaged in excavating the ruins of an ancient civilization.

3

این کتاب، کاوشی است در ریشه‌های فرهنگی جامعه‌ی معاصر.

academic

This book is an exploration into the cultural roots of contemporary society.

4

نیاز به کاوش بیشتر در مورد علل این پدیده وجود دارد.

formal

There is a need for further investigation into the causes of this phenomenon.

Common Collocations

کاوش علمی Scientific exploration
کاوش باستان‌شناسی Archaeological excavation/exploration
کاوش عمیق Deep exploration/investigation
کاوش در تاریخ Exploration into history

Common Phrases

در حال کاوش

In the process of exploration/investigation

کاوش میدانی

Field exploration/survey

کاوش در اعماق

Deep exploration (literal or metaphorical)

Often Confused With

کاوش vs جستجو

'Kavosh' implies a deeper, more systematic search with the goal of discovery or learning, often in unknown territories or subjects. 'Jostoju' is a more general term for searching, often for something specific that is lost or needed.

کاوش vs تحقیق

'Kavosh' often emphasizes the act of exploring and uncovering, while 'tahqiq' (research) leans more towards systematic study, analysis, and verification of hypotheses, usually within an academic or scientific framework.

Grammar Patterns

فاعل + کاوش + حرف اضافه (در/برای) + متمم (مثال: دانشمندان در مورد فضا کاوش می‌کنند.) اسم + کاوش (مثال: کاوش‌های باستان‌شناسی) انجام دادن/کردن + کاوش (مثال: انجام کاوش‌های لازم)
📝

Usage Notes

The word 'kavosh' is generally used in formal and academic contexts. It implies a serious, often lengthy, and systematic effort. While it can be used metaphorically, its core meaning relates to significant exploration or investigation, not casual searching.

⚠️

Common Mistakes

Using 'kavosh' for very simple, everyday searches can sound overly formal or dramatic. For instance, searching for your keys might be better described as 'jostoju' rather than 'kavosh'. Ensure the context warrants the depth implied by 'kavosh'.

💡

Memory Tip

Imagine an archaeologist carefully 'kavosh'-ing (exploring) ancient ruins, driven by a deep curiosity to uncover history's secrets.

📖

Word Origin

The word 'kavosh' originates from the Arabic root 'k-sh-f' (كشف), meaning to uncover, reveal, or discover. This root emphasizes the act of bringing something hidden into view.

🌍

Cultural Context

The act of seeking knowledge and exploring the unknown is highly valued in Persian culture, reflected in its rich history of scientific inquiry, philosophy, and exploration. 'Kavosh' embodies this spirit of intellectual curiosity and discovery.

💡

Think Deep Exploration, Not Just Searching

Remember that 'kavosh' implies a thorough, often systematic effort to uncover something unknown, going beyond a simple search.

⚠️

Avoid Overuse in Simple Searches

While 'kavosh' means exploration, using it for everyday simple searches like finding a lost key might sound overly formal or dramatic.

🌍

Value of Discovery in Persian Culture

The concept of 'kavosh' resonates with the historical and ongoing value placed on discovery, learning, and understanding the world in Persian culture.

Frequently Asked Questions

4 questions

«کاوش» معمولاً به یک فرایند عمیق‌تر، نظام‌مندتر و اغلب با هدف کشف و یادگیری اشاره دارد. در حالی که «جستجو» بیشتر بر عمل یافتن یک شیء یا اطلاعات خاص تمرکز دارد و می‌تواند سطحی‌تر باشد.

این کلمه به طور گسترده در زمینه‌های علمی (مانند کاوش‌های فضایی)، باستان‌شناسی (کاوش‌های تاریخی)، اکتشافات جغرافیایی، و همچنین در بررسی‌های عمیق فرهنگی و اجتماعی به کار می‌رود.

خیر، «کاوش» می‌تواند هم به صورت فیزیکی (مانند کاوش‌های میدانی) و هم به صورت ذهنی یا نظری (مانند کاوش در مفاهیم فلسفی) انجام شود.

صفاتی مانند «علمی»، «عمیق»، «گسترده»، «باستان‌شناختی»، «فرهنگی»، «پیوسته»، و «موفقیت‌آمیز» معمولاً در کنار این واژه استفاده می‌شوند.

Test Yourself

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

____ عمیق در غارها به کشف آثار باستانی جدیدی منجر شد.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: کاوش

کلمه «کاوش» بهترین گزینه است زیرا به تحقیق و اکتشاف عمیق در یک محیط ناشناخته اشاره دارد که منجر به کشف آثار باستانی شده است.

multiple choice

بهترین مترادف برای «کاوش» در جمله زیر کدام است؟

دانشمندان در حال انجام کاوش‌های گسترده‌ای برای یافتن درمان بیماری‌های نادر هستند.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: تحقیق

«تحقیق» (Research) نزدیک‌ترین معنا را به «کاوش» در این زمینه علمی و نظام‌مند دارد.

sentence building

کلمات داده شده را مرتب کنید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

باستان‌شناسان / در / شگفت‌انگیز / کاوش / منطقه‌ی / تاریخی / بودند / این / یافتند / آثار

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: باستان‌شناسان در کاوش این منطقه‌ی تاریخی، آثار شگفت‌انگیزی یافتند.

این جمله ساختار دستوری صحیح و معنای روشنی دارد و ارتباط بین کاوش و کشف آثار را به خوبی نشان می‌دهد.

🎉 Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!