To pay money; a fundamental verb for transactions in Persian, used widely in daily life.
Word in 30 Seconds
- Means to pay money for goods or services.
- Common in everyday conversations and transactions.
- Focuses on the act of payment.
- Can be used in both formal and informal contexts.
Overview
«پول دادن» یکی از پرکاربردترین افعال در زبان فارسی است که به عمل پرداخت کردن پول اشاره دارد. این عبارت به قدری رایج است که در موقعیتهای مختلف، از خرید سادهی نان گرفته تا پرداخت هزینههای سنگین، مورد استفاده قرار میگیرد.
۱. معنی، ظرافتها و بار معنایی:
معنای اصلی «پول دادن» همان پرداخت وجه نقد یا معادل آن برای خرید یا دریافت چیزی است. اما بسته به موقعیت، میتواند ظرافتهای معنایی نیز داشته باشد. مثلاً «پول دادن» میتواند به معنای «خریدن» باشد، اما تمرکز آن بیشتر بر عمل پرداخت است تا خود خرید. در برخی موارد، ممکن است بار معنایی «خرج کردن» یا «هزینه کردن» را نیز داشته باشد. برای مثال، وقتی میگوییم «برای این کتاب پول زیادی دادم»، منظور این است که هزینه قابل توجهی برای خرید آن صرف کردهام.
۲. الگوهای کاربرد:
- رسمی در مقابل غیررسمی: «پول دادن» در هر دو سطح رسمی و غیررسمی کاربرد دارد. در مکالمات روزمره، بسیار رایج است. در متون رسمیتر مانند قراردادها یا گزارشهای مالی، ممکن است از افعال دقیقتری مانند «پرداخت کردن»، «پرداخت نمودن» یا «مبلغی را وصول کردن» استفاده شود، اما «پول دادن» همچنان قابل فهم و پذیرفته است.
- نوشتاری در مقابل گفتاری: این عبارت هم در نوشتار و هم در گفتار به وفور یافت میشود. در گفتار روزمره، شکل اختصاری و رایج آن است. در نوشتار، بسته به میزان رسمیت متن، ممکن است با مترادفهای رسمیتر جایگزین شود.
- تفاوتهای منطقهای: در ایران، «پول دادن» یک عبارت استاندارد و قابل فهم در تمام مناطق است و تفاوت معناداری در کاربرد منطقهای آن وجود ندارد.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- کار و شغل: پرداخت حقوق، خرید تجهیزات، پرداخت هزینه خدمات.
- تحصیل: پرداخت شهریه دانشگاه، خرید کتاب و لوازمالتحریر.
- زندگی روزمره: خرید از فروشگاه، پرداخت کرایه تاکسی، خرید غذا، پرداخت قبوض.
- رسانه و ادبیات: در داستانها، فیلمها و اخبار برای توصیف معاملات، خریدها و هزینهها به کار میرود.
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- پرداخت کردن: این فعل رسمیتر است و بیشتر در متون اداری و تجاری به کار میرود. «پول دادن» عامیانهتر است.
- خریدن: تمرکز «خریدن» بر به دست آوردن کالا یا خدمت است، در حالی که «پول دادن» بر عمل پرداخت وجه تمرکز دارد. میتوان چیزی را خرید بدون اینکه مستقیماً بگوییم «پول دادیم» (مثلاً اگر کسی برایمان بخرد)، اما خریدن معمولاً مستلزم پول دادن است.
- خرج کردن: «خرج کردن» مفهوم وسیعتری دارد و به معنای صرف کردن پول برای هر چیزی است، حتی اگر لزوماً خرید نباشد (مثلاً خرج کردن برای تفریح). «پول دادن» معمولاً به یک معامله مشخص اشاره دارد.
۵. سطح و لحن:
«پول دادن» یک فعل خنثی تا کمی غیررسمی است. در مکالمات روزمره و متون غیررسمی بسیار مناسب است. در موقعیتهای بسیار رسمی (مانند سخنرانیهای دولتی یا اسناد حقوقی بسیار تخصصی) ممکن است ترجیح داده شود از «پرداخت کردن» استفاده شود، اما «پول دادن» به ندرت نامناسب تلقی میشود.
۶. همآیندها (Collocations) رایج:
- پول زیادی دادن: برای خرید چیزی که گران بوده است.
- پول کمی دادن: برای خرید چیزی که ارزان بوده است.
- پول نقد دادن: پرداخت با اسکناس و سکه.
- پول اینترنتی دادن: پرداخت از طریق درگاههای آنلاین.
- پول زوری دادن: پرداخت تحت فشار یا اجبار.
- پول تو جیبی دادن: مبلغی پول که به طور منظم به فرزندان داده میشود.
Examples
برای خرید نان به نانوایی رفتم و پول دادم.
everydayI went to the bakery to buy bread and paid money.
لطفاً هزینه هتل را تا پایان هفته پول بدهید.
formalPlease pay the hotel cost by the end of the week.
شرکت برای خرید تجهیزات جدید پول زیادی داد.
businessThe company paid a lot of money to buy new equipment.
دانشجویان باید برای ثبتنام پول بدهند.
academicStudents must pay money for registration.
آن نویسنده برای اولین کتابش پول کمی گرفت، اما برای کتابهای بعدی پول خوبی دادند.
literaryThat author received little money for his first book, but they paid him well for subsequent books.
بچهها پول تو جیبیشون رو جمع کردن تا بتونن اسباببازی بخرن.
informalThe kids saved their pocket money so they could buy toys.
کرایه تاکسی رو باید سر وقت پول بدی.
informalYou have to pay the taxi fare on time.
آنها برای تعمیر ماشین پول قابل توجهی دادند.
everydayThey paid a significant amount of money to repair the car.
Common Collocations
Common Phrases
پول نقد
Cash
پول تو جیبی
Pocket money
پول لازم بودن
To be in need of money
پول کم آوردن
To be short of money
پول خرج کردن
To spend money
Often Confused With
'پول قرض دادن' means to lend money (give money expecting it back), while 'پول دادن' means to pay money (give money in exchange for goods/services, usually not expecting it back).
'پول گرفتن' means to receive money (get paid or be given money), the opposite of 'پول دادن'.
'خرج کردن' (to spend) is broader and can include spending on non-transactional things like entertainment, while 'پول دادن' specifically refers to the act of payment in a transaction.
Grammar Patterns
How to Use It
Usage Notes
While 'پول دادن' is versatile, its informality means it might be less suitable for very formal financial reports or legal documents where 'پرداخت کردن' is preferred. In spoken Persian, it's the default verb for paying. Be mindful of context; using it for receiving money would be incorrect.
Common Mistakes
Learners sometimes confuse 'پول دادن' (to pay) with 'پول گرفتن' (to receive money). Remember, 'دادن' means to give. Also, avoid using 'به' (to) with 'پول دادن' when referring to the source of payment; use 'از' (from) if specifying where you paid, e.g., 'از بانک پول دادم' (I paid money from the bank).
Tips
Use in Context
Practice saying 'پول دادن' in different scenarios: buying groceries, paying bills, or purchasing a ticket. This helps solidify its meaning.
Overuse in Formal Settings
While common, avoid 'پول دادن' in highly formal documents. Opt for 'پرداخت کردن' for a more professional tone in writing.
Bargaining Culture
In Iran, bargaining is common. You might 'پول بدی' (pay money) after negotiating a lower price, making the act of payment a result of discussion.
Nuance with Adverbs
Combine 'پول دادن' with adverbs like 'زیاد' (a lot) or 'کمی' (a little) to express the amount paid: 'پول زیادی دادم' (I paid a lot).
Word Origin
The word 'پول' (pool) originates from the Middle Persian word 'pōl', likely derived from Sanskrit 'phallaka' meaning 'a piece of metal' or 'coin'. 'دادن' means 'to give'. Thus, 'پول دادن' literally means 'to give money'.
Cultural Context
The act of 'پول دادن' is central to all economic interactions in Iranian culture, from daily market transactions to significant investments. The nuances of bargaining before 'پول دادن' are culturally significant, reflecting social dynamics and negotiation skills.
Memory Tip
Imagine a 'POOLED' person (sounds like 'pool') handing over money from a large pool of cash to pay for something.
Frequently Asked Questions
8 questions«پرداخت کردن» رسمیتره و بیشتر در نوشتهها و موقعیتهای اداری استفاده میشه. «پول دادن» عامیانهتر و رایجتره و در مکالمات روزمره بیشتر شنیده میشه.
نه، «پول دادن» میتونه شامل پرداخت با کارت بانکی، چک یا حتی روشهای پرداخت آنلاین هم بشه. در واقع به هر نوع مبادله پولی اشاره داره.
در موقعیتهای خیلی رسمی و اداری، مثل نوشتن چک یا قراردادهای مهم، بهتره از «پرداخت کردن» یا «پرداخت نمودن» استفاده کنید تا رسمیتر به نظر برسه.
حتماً. مثلاً: «برای خرید این کتاب باید ۵۰ هزار تومان پول بدهم.» یا «فروشنده پول را از مشتری گرفت.»
یعنی به کسی، معمولاً به فرزندان، به طور منظم مبلغی پول برای مصارف شخصی داده بشه.
بله، این فعل هم برای خرید کالا (مثل لباس) و هم برای دریافت خدمات (مثل دستمزد کارگر) استفاده میشه.
یعنی آیا پولی را که به من بدهکار بودی، پرداخت کردی؟ این سوال معمولاً در مورد بدهیها یا معاملاتی که هنوز تسویه نشدهاند پرسیده میشه.
گاهی اوقات بله. مثلاً اگر کسی کاری رو با زحمت زیاد انجام بده و در ازاش پول ناچیزی بگیره، ممکنه بگه «خیلی پول دادم» که کنایه از زحمت زیاده.
Test Yourself
Fill in the blank with the correct form of 'پول دادن'
من برای این کتاب ۵۰ هزار تومان ______.
The verb 'دادن' conjugates with 'پول' to mean 'to pay money'. 'دادم' is the first-person singular past tense.
Choose the correct meaning of 'پول دادن'
What does 'پول دادن' mean?
'پول دادن' specifically refers to the act of giving money in exchange for something.
Arrange the words to form a correct sentence
دادم / ماشین / نو / برای / پول / یک
The standard Persian sentence structure is Subject-Object-Verb. 'من' (I) is the subject, 'برای یک ماشین نو' (for a new car) is the prepositional phrase, and 'پول دادم' (paid money) is the verb phrase.
Find and fix the error in the sentence
من دیروز به فروشگاه پول گرفتم.
The original sentence incorrectly uses 'گرفتم' (received) instead of 'دادم' (paid) and the wrong preposition 'به' (to) instead of 'از' (from) in this context. You pay money *from* a store when buying.
🎉 Score: /4
Summary
To pay money; a fundamental verb for transactions in Persian, used widely in daily life.
- Means to pay money for goods or services.
- Common in everyday conversations and transactions.
- Focuses on the act of payment.
- Can be used in both formal and informal contexts.
Use in Context
Practice saying 'پول دادن' in different scenarios: buying groceries, paying bills, or purchasing a ticket. This helps solidify its meaning.
Overuse in Formal Settings
While common, avoid 'پول دادن' in highly formal documents. Opt for 'پرداخت کردن' for a more professional tone in writing.
Bargaining Culture
In Iran, bargaining is common. You might 'پول بدی' (pay money) after negotiating a lower price, making the act of payment a result of discussion.
Nuance with Adverbs
Combine 'پول دادن' with adverbs like 'زیاد' (a lot) or 'کمی' (a little) to express the amount paid: 'پول زیادی دادم' (I paid a lot).
Examples
6 of 8برای خرید نان به نانوایی رفتم و پول دادم.
I went to the bakery to buy bread and paid money.
لطفاً هزینه هتل را تا پایان هفته پول بدهید.
Please pay the hotel cost by the end of the week.
شرکت برای خرید تجهیزات جدید پول زیادی داد.
The company paid a lot of money to buy new equipment.
دانشجویان باید برای ثبتنام پول بدهند.
Students must pay money for registration.
آن نویسنده برای اولین کتابش پول کمی گرفت، اما برای کتابهای بعدی پول خوبی دادند.
That author received little money for his first book, but they paid him well for subsequent books.
بچهها پول تو جیبیشون رو جمع کردن تا بتونن اسباببازی بخرن.
The kids saved their pocket money so they could buy toys.
Related Content
Related Vocabulary
More daily_life words
عابر بانک
A2An ATM (Automated Teller Machine).
عادت
A2Habit; a regular tendency or practice.
عصر
A1Afternoon; evening
عطر
A1A fragrant liquid applied to the body; perfume.
عینک
A1Glasses, spectacles.
عینک آفتابی
A1Glasses with tinted lenses to protect the eyes from the sun; sunglasses.
ابزار
A1A device or implement, especially one held in the hand; a tool.
اداره پست
A2A place where postal services are handled, post office.
ادکلن
A2A light perfume, especially one used by men.
اجاره کردن
A1To pay money for the use of something for a period; to rent.