B1 verb Neutral #2,500 most common 1 min read

سامان دادن

samandehi kardan /sɒːˈmɒːn dɒːˈdæn/

The act of organizing and bringing order to something disorganized or chaotic.

Word in 30 Seconds

  • To organize, arrange, and bring order.
  • Used for tasks, life, and physical spaces.
  • Implies creating structure from chaos.

Overview

«سامان دادن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای ایجاد نظم و ترتیب، سازماندهی کردن، مرتب کردن و به سر و سامان رساندن است. این فعل معمولاً برای بیان فرآیند یا نتیجه‌ی سازماندهی و مرتب‌سازی به کار می‌رود و می‌تواند در زمینه‌های مختلفی از زندگی روزمره تا مسائل اداری و سازمانی مورد استفاده قرار گیرد. هدف اصلی از «سامان دادن» تبدیل یک وضعیت آشفته یا نامنظم به وضعیتی منظم و قابل مدیریت است.

این فعل معمولاً با مفعول‌هایی مانند «کارها»، «امور»، «زندگی»، «اتاق»، «اسناد»، «برنامه»، «وضعیت» و غیره به کار می‌رود. ساختار رایج آن به صورت «فاعل + سامان دادن + مفعول» است. همچنین می‌تواند به صورت «فاعل + به + مفعول + سامان دادن» نیز استفاده شود، که در این حالت «مفعول» چیزی است که مورد ساماندهی قرار می‌گیرد. گاهی اوقات به صورت «به سامان رساندن» نیز به کار می‌رود که معنای تکمیل و نهایی کردن فرآیند ساماندهی را می‌رساند.

این فعل در موقعیت‌های مختلفی کاربرد دارد:

  • زندگی شخصی: مرتب کردن خانه، اتاق، کمد لباس، یا سامان دادن به امور شخصی و کارهای روزمره.
  • محیط کار و اداری: سامان دادن به پرونده‌ها، اسناد، برنامه‌های کاری، پروژه‌ها، یا سازماندهی جلسات.
  • مسائل اجتماعی و سازمانی: سامان دادن به وضعیت یک سازمان، یک پروژه اجتماعی، یا کمک به افراد برای سامان دادن به زندگی‌شان.
  • مسائل ذهنی و فکری: سامان دادن به افکار، ایده‌ها، یا برنامه‌ریزی برای آینده.

«سامان دادن» با افعال دیگری مانند «مرتب کردن»، «نظم بخشیدن»، «سازماندهی کردن»، «مدیریت کردن» و «به سر و سامان رساندن» هم‌معنی است.

  • مرتب کردن: بیشتر به جنبه‌ی فیزیکی و ظاهری نظم اشاره دارد، مانند مرتب کردن یک میز.
  • نظم بخشیدن: بر ایجاد یک سیستم یا قانون برای حفظ ترتیب تمرکز دارد.
  • سازماندهی کردن: معمولاً به فرآیندهای پیچیده‌تر و ساختارمندتر اشاره دارد، مانند سازماندهی یک رویداد بزرگ.
  • مدیریت کردن: بر کنترل و هدایت منابع و فرآیندها برای رسیدن به هدف تأکید دارد.
  • به سر و سامان رساندن: اغلب برای اشاره به بهبود وضعیت کلی یک فرد، خانواده یا موقعیت پیچیده به کار می‌رود و بار معنایی بیشتری نسبت به «سامان دادن» دارد.

Examples

1

لطفاً قبل از رفتن، اتاق را سامان بده.

informal

Please tidy up the room before leaving.

2

مدیر جدید تلاش کرد تا امور شرکت را سامان دهد.

formal

The new manager tried to organize the company's affairs.

3

بعد از کنکور، باید به فکر سامان دادن به آینده شغلی‌ام باشم.

everyday

After the entrance exam, I need to think about organizing my career future.

4

هدف این پژوهش، سامان دادن به داده‌های پراکنده در زمینه تاریخ اجتماعی ایران است.

academic

The aim of this research is to organize the scattered data in the field of Iranian social history.

Common Collocations

کارها را سامان دادن To organize tasks/work
زندگی را سامان دادن To organize one's life
امور را سامان دادن To organize affairs
وضعیت را سامان دادن To organize the situation

Common Phrases

به سامان رساندن

To bring to completion, to finalize (an organized task)

به سر و سامان رسیدن

To settle down, to get one's life in order

سامان دادن به اوضاع

To sort out the situation

Often Confused With

سامان دادن vs مرتب کردن

'مرتب کردن' focuses more on the physical appearance and tidiness, like arranging items neatly. 'سامان دادن' implies a broader process of bringing order, structure, and often functionality.

سامان دادن vs سازماندهی کردن

'سازماندهی کردن' often refers to more complex, systematic, and large-scale organizational efforts, like organizing an event or a company structure. 'سامان دادن' can be used for simpler tasks as well.

Grammar Patterns

فاعل + سامان دادن + مفعول (مثال: او اتاق را سامان داد) فاعل + به + مفعول + سامان دادن (مثال: به کارها سامان بده) سامان دادن + به + مفعول (مثال: سامان دادن به امور مالی)

How to Use It

Usage Notes

The verb 'سامان دادن' is versatile and can be used in both formal and informal contexts. It's generally neutral in register but leans towards being slightly more formal when discussing business or official matters. Ensure the object of the verb makes sense in terms of needing organization.


Common Mistakes

Learners might overuse it for very simple tidying actions where 'مرتب کردن' would be more natural. Also, ensure correct placement of the object (e.g., 'کارهایم را سامان دادن' not 'کارهایم سامان دادن').

Tips

💡

Think Order from Chaos

Remember 'سامان دادن' as the process of transforming disorder into a structured, manageable state.

⚠️

Don't Confuse with Simple Tidying

While it includes tidying, 'سامان دادن' often implies deeper organization and planning, not just surface-level arrangement.

🌍

Value of Order in Culture

In Persian culture, bringing order ('سامان دادن') to one's life or affairs is highly valued, often seen as a sign of maturity and responsibility.

Word Origin

The word 'سامان' originates from Middle Persian and means 'order, arrangement, foundation, or state'. The verb 'دادن' (to give) is suffixed to indicate the action of establishing or bringing about that state of order.

Cultural Context

In Iranian culture, there's a strong emphasis on orderliness and proper management of one's affairs, both personal and professional. Successfully 'سامان دادن' to one's life or work is often seen as a sign of competence and responsibility.

Memory Tip

Imagine 'سامان' as a stable, well-organized 'system'. 'سامان دادن' is the action of creating or restoring that system.

Frequently Asked Questions

4 questions

«مرتب کردن» بیشتر به جنبه‌ی ظاهری و فیزیکی نظم اشاره دارد، مانند مرتب کردن لباس‌ها در کمد. اما «سامان دادن» می‌تواند شامل جنبه‌های عمیق‌تر و ساختاری‌تر نیز باشد، مانند سامان دادن به امور مالی یا برنامه‌ریزی کاری که فراتر از نظم ظاهری است.

خیر، «سامان دادن» می‌تواند برای امور غیرمادی مانند افکار، ایده‌ها، برنامه‌ها، زندگی، یا حتی روابط نیز به کار رود. هدف اصلی، ایجاد نظم و انسجام است، چه در دنیای فیزیکی و چه در دنیای انتزاعی.

«به سامان رساندن» معمولاً به معنای تکمیل فرآیند ساماندهی و رساندن آن به یک وضعیت مطلوب و نهایی است. این عبارت بار معنایی بیشتری نسبت به «سامان دادن» دارد و به نتیجه‌ی نهایی اشاره می‌کند.

«سامان دادن» یک فعل متعدی است، به این معنی که معمولاً به مفعول نیاز دارد (چیزی که سامان داده می‌شود). برای مثال: «او اتاقش را سامان داد.»

Test Yourself

fill blank

لطفاً قبل از جلسه، تمام مدارک را ______.

Correct! Not quite. Correct answer: سامان دهید

در این جمله، منظور از «مدارک» نیاز به مرتب‌سازی و نظم‌دهی دارد که با فعل «سامان دادن» به بهترین شکل بیان می‌شود.

multiple choice

پس از سال‌ها، او بالاخره توانست به زندگی‌اش ______.

Correct! Not quite. Correct answer: سامان دهد

عبارت «به زندگی‌اش سامان دادن» به معنای مرتب کردن امور زندگی و ایجاد نظم در آن است.

sentence building

باید / کارهایم / را / سامان / بدهم / من

Correct! Not quite. Correct answer: من باید کارهایم را سامان بدهم.

این ترتیب، ساختار استاندارد جمله در زبان فارسی است که فاعل (من)، فعل کمکی (باید)، مفعول (کارهایم را) و فعل اصلی (سامان بدهم) را به درستی کنار هم قرار می‌دهد.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!