The word 'اثباتی' signifies something that serves as proof or demonstration, highlighting certainty and evidence.
الكلمة في 30 ثانية
- Serving to prove or demonstrate; affirmative.
- Emphasizes certainty and demonstrative evidence.
- Common in academic, legal, and formal contexts.
Overview
کلمه «اثباتی» در زبان فارسی، صفتی است که از مصدر «اثبات کردن» مشتق شده و به معنای «قابل اثبات»، «مُثبِت»، «دال بر حقیقت» یا «نشاندهنده» است. این صفت بر جنبهای از چیزی تأکید دارد که به طور قاطع درستی یا واقعیت آن را نشان میدهد. در واقع، هر چیزی که بتواند به عنوان مدرک یا دلیل برای اثبات یک ادعا یا فرضیه به کار رود، میتواند «اثباتی» تلقی شود. این کلمه بار معنایی قوی از قطعیت و یقین را منتقل میکند و اغلب در موقعیتهایی استفاده میشود که نیاز به ارائه شواهد محکم و غیرقابل تردید وجود دارد.
«اثباتی» معمولاً به عنوان صفت فاعلی یا وصفی در جمله به کار میرود. این کلمه میتواند پیش از اسم بیاید (مانند «مدرک اثباتی») یا پس از آن قرار گیرد (مانند «این نتیجه اثباتی است»). در برخی موارد، میتواند به صورت قیدی نیز استفاده شود، هرچند کاربرد صفتی آن رایجتر است. این صفت اغلب در کنار کلماتی مانند «شواهد»، «دلایل»، «مدارک»، «نتایج»، «حقایق» و «نظریهها» به کار میرود تا بر جنبه قطعی و قابل استناد آنها تأکید کند.
این کلمه به طور گسترده در متون علمی، حقوقی، پژوهشی و فلسفی کاربرد دارد. در حوزه علم، «یافتههای اثباتی» به نتایجی اشاره دارند که فرضیهها را تأیید میکنند. در حقوق، «مدارک اثباتی» شواهدی هستند که در دادگاه برای اثبات جرم یا بیگناهی ارائه میشوند. در بحثهای منطقی و فلسفی، «استدلال اثباتی» به برهانی گفته میشود که قطعیت یک حکم را نشان میدهد. همچنین در مکالمات روزمره، هرگاه بخواهیم بر درستی یا قطعیت یک موضوع تأکید کنیم، میتوانیم از این کلمه استفاده کنیم، البته کاربرد آن در این سطح بیشتر رسمی است.
«قطعی» (conclusive, definite) بر نهایی بودن و عدم امکان تردید در یک موضوع تأکید دارد. در حالی که «اثباتی» به چیزی اشاره دارد که میتواند به اثبات یک موضوع کمک کند، «قطعی» به خود نتیجه نهایی یا حکمی اشاره دارد که دیگر جای بحث ندارد. یک مدرک «اثباتی» میتواند منجر به یک نتیجه «قطعی» شود.
کلمه «تأییدی» (affirmative) بیشتر بر جنبه موافقت یا تأیید یک موضوع دلالت دارد تا اثبات قطعی آن. در حالی که «اثباتی» بر ارائه مدرک و دلیل تمرکز دارد، «تأییدی» بیشتر به معنای «بله گفتن» یا «موافق بودن» است. مثلاً، یک پاسخ «تأییدی» ممکن است صرفاً نشاندهنده موافقت باشد، اما یک «مدرک اثباتی» باید بتواند درستی یک ادعا را به طور کامل نشان دهد.
«مُثبِت» (positive) گاهی به عنوان مترادف «اثباتی» به کار میرود، اما تفاوتهای ظریفی دارند. «مُثبِت» میتواند به معنای «قطعی»، «صریح» یا «غیرمنفی» نیز باشد. در برخی زمینهها، مانند نتایج آزمایشگاهی، «مثبت» بودن یک نتیجه (مثلاً مثبت بودن تست بارداری) به معنای وجود چیزی است که میتوان آن را «اثبات» کرد. اما «اثباتی» بیشتر بر فرایند یا ماهیتِ قابل اثبات بودن تأکید دارد.
أمثلة
این یافتههای جدید، شواهد اثباتی محکمی برای نظریه تکامل ارائه میدهند.
academicThese new findings provide strong demonstrative evidence for the theory of evolution.
وکیل مدافع، مدارک اثباتی کافی برای بیگناهی موکل خود ارائه کرد.
legalThe defense lawyer presented sufficient affirmative evidence of his client's innocence.
ما به دنبال پاسخی اثباتی برای این پرسش پیچیده هستیم.
formalWe are looking for a conclusive answer to this complex question.
نتایج آزمایش، جنبه اثباتی قاطعی برای فرضیه ما داشت.
formalThe test results had a decisive affirmative aspect for our hypothesis.
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
شواهد اثباتی
Affirmative evidence
جنبه اثباتی
Demonstrative aspect
پشتوانه اثباتی
Evidentiary support
يُخلط عادةً مع
'اثباتی' focuses on providing proof or evidence, while 'تأییدی' means affirmative or confirming, which might not necessarily involve strong evidence.
'مُثبِت' can mean positive or affirmative, sometimes indicating the presence of something (like a positive test result), whereas 'اثباتی' specifically refers to the quality of being able to prove.
أنماط نحوية
How to Use It
ملاحظات الاستخدام
The adjective 'اثباتی' is generally used in formal and academic contexts. It carries a strong sense of certainty and evidence-based reasoning. Avoid using it in very casual conversation unless you specifically want to emphasize the demonstrative nature of something.
أخطاء شائعة
Confusing 'اثباتی' with 'تأییدی' is common. Remember that 'اثباتی' requires a basis in proof, while 'تأییدی' can simply mean agreement or confirmation.
Tips
Focus on Proof and Demonstration
Remember that 'اثباتی' directly relates to providing evidence or demonstrating something's truth.
Avoid Overuse in Casual Talk
While usable, 'اثباتی' carries a formal tone. Consider simpler words for everyday conversations unless emphasis on proof is crucial.
Importance of Evidence in Persian Discourse
Persian culture values reasoned arguments and evidence. Using 'اثباتی' appropriately signals a strong, well-supported point.
أصل الكلمة
The word 'اثباتی' comes from the Arabic root 'ث ب ت' (th-b-t) related to firmness, establishment, and proof. The form 'إثبات' (ithbāt) means 'proving' or 'establishment'.
السياق الثقافي
In many cultures, including Persian-speaking ones, the ability to provide evidence ('اثباتی' basis) is highly valued in arguments, legal proceedings, and scientific discourse.
نصيحة للحفظ
Think of 'اثباتی' as 'proof-positive'. The root 'اثبات' (to prove) is key here, so anything 'اثباتی' helps in proving something.
الأسئلة الشائعة
4 أسئلة«اثباتی» بر ارائه مدرک و دلیل برای اثبات یک ادعا تمرکز دارد، در حالی که «تأییدی» بیشتر به معنای موافقت یا تأیید یک موضوع است و لزوماً شامل ارائه دلیل نمیشود.
کاربرد اصلی «اثباتی» در متون رسمی، علمی و حقوقی است، اما در مکالمات روزمره نیز برای تأکید بر قطعیت یک موضوع به کار میرود، هرچند کمتر رایج است.
مثالها عبارتند از: «شواهد اثباتی محکمهپسند بودند.»، «این نظریه دارای پشتوانه اثباتی قوی است.»، «نتایج آزمایش، جنبه اثباتی برای فرضیه ما داشت.»
کلماتی مانند «شواهد»، «مدارک»، «دلایل»، «نتایج»، «حقایق»، «استدلال» و «پشتوانه» اغلب با صفت «اثباتی» به کار میروند تا بر جنبه قابل اثبات بودن آنها تأکید شود.
اختبر نفسك
این مدارک، شواهد ______ محکمی برای اثبات جرم او بودند.
کلمه «اثباتی» به معنای قابل اثبات و نشاندهنده حقیقت است و با مفهوم «شواهد محکمی برای اثبات جرم» همخوانی دارد.
یافتههای این تحقیق جنبه اثباتی مهمی برای نظریه قدیمی داشت.
«اثباتکننده» (demonstrative) نزدیکترین معنا را به «اثباتی» (serving to prove) دارد و نشان میدهد که یافتهها به اثبات نظریه کمک کردهاند.
کلمات: دلایل، اثباتی، قوی، نیاز، داشت، این، پرونده
این جمله ساختار دستوری صحیح و معنای روشنی دارد و نشان میدهد که برای این پرونده، دلایل قوی و قابل اثباتی لازم بوده است.
النتيجة: /3
Summary
The word 'اثباتی' signifies something that serves as proof or demonstration, highlighting certainty and evidence.
- Serving to prove or demonstrate; affirmative.
- Emphasizes certainty and demonstrative evidence.
- Common in academic, legal, and formal contexts.
Focus on Proof and Demonstration
Remember that 'اثباتی' directly relates to providing evidence or demonstrating something's truth.
Avoid Overuse in Casual Talk
While usable, 'اثباتی' carries a formal tone. Consider simpler words for everyday conversations unless emphasis on proof is crucial.
Importance of Evidence in Persian Discourse
Persian culture values reasoned arguments and evidence. Using 'اثباتی' appropriately signals a strong, well-supported point.
أمثلة
4 من 4این یافتههای جدید، شواهد اثباتی محکمی برای نظریه تکامل ارائه میدهند.
These new findings provide strong demonstrative evidence for the theory of evolution.
وکیل مدافع، مدارک اثباتی کافی برای بیگناهی موکل خود ارائه کرد.
The defense lawyer presented sufficient affirmative evidence of his client's innocence.
ما به دنبال پاسخی اثباتی برای این پرسش پیچیده هستیم.
We are looking for a conclusive answer to this complex question.
نتایج آزمایش، جنبه اثباتی قاطعی برای فرضیه ما داشت.
The test results had a decisive affirmative aspect for our hypothesis.
Related Content
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات academic
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.