شبكة الكلمة: کاری
تم العثور على 11 روابط
شبكة تفاعلية
روابط نحوية (5)
تُستخدم في عبارات (6)
هر کاری را به کاردان بسپار
Entrust every task to the expert
به انجام کاری مشغول بودن
To be busy doing something
از دست شما کاری بر نمیآید
There's nothing you can do
کاری از پیش نبردن
To make no progress
بدون همکاری، کاری انجام نمیشود
Without cooperation, nothing gets done
سرگرم چه کاری هستید؟
What are you occupied with?