متکی بر
The phrase 'متکی بر' signifies a state of dependency where something or someone requires another entity for its existence or operation.
متکی بر في 30 ثانية
- Expresses reliance or dependence on something or someone.
- Indicates a need for support to function or survive.
- Used across various contexts: economic, social, technical.
Overview
عبارت «متکی بر» (motakki bar) در زبان فارسی، که معادل تقریبی “reliant on” یا “dependent on” در انگلیسی است، به وضعیتی اشاره دارد که در آن یک فرد، گروه، یا حتی یک سیستم، برای ادامه فعالیت، بقا، یا دستیابی به اهداف خود، به چیز یا کس دیگری وابسته است. این وابستگی میتواند جنبههای مختلفی داشته باشد، از جمله مالی، عاطفی، فنی، یا عملیاتی. درک این عبارت برای فهم روابط پیچیده بین اجزا در موقعیتهای گوناگون ضروری است.
این عبارت معمولاً به صورت «الف متکی بر ب» به کار میرود، که در آن «الف» موجودیت وابسته و «ب» منبع یا عامل اتکا است. فعل اصلی در این ساختار معمولاً «بودن» یا «است» است. همچنین میتوان از افعال دیگری مانند «قرار داشتن» یا «شدن» نیز در ترکیب با آن استفاده کرد. برای مثال: «این شرکت متکی بر سرمایهگذاری خارجی است.» یا «زندگی او متکی بر حمایت خانوادهاش بود.»
این عبارت در زمینههای مختلفی کاربرد دارد:
۱. اقتصادی و تجاری: وضعیت مالی یک شرکت، کشور، یا فرد که به منابع خارجی وابسته است (مانند: «اقتصاد این کشور متکی بر صادرات نفت است.»).
۲. اجتماعی و خانوادگی: وابستگی افراد به یکدیگر برای نیازهای عاطفی یا مالی (مانند: «کودکان خردسال متکی بر والدین خود هستند.»).
۳. فنی و تکنولوژیکی: وابستگی یک سیستم یا دستگاه به جزء یا فناوری دیگر (مانند: «این نرمافزار متکی بر یک پایگاه داده خاص است.»).
۴. علمی و پژوهشی: استناد به تحقیقات یا دادههای قبلی در یک پژوهش (مانند: «این نظریه متکی بر یافتههای پیشین است.»).
«متکی بر» شباهتهایی با کلماتی چون «وابسته به»، «مستلزم»، «قائم به» و «مبتنی بر» دارد:
- وابسته به (vabasteh be): شباهت زیادی دارد، اما «وابسته» گاهی بار معنایی منفیتری (مانند وابستگی ناسالم) نیز میتواند داشته باشد، در حالی که «متکی بر» بیشتر به یک نیاز عملیاتی یا منطقی اشاره دارد.
- مستلزم (mostalzam): به معنای نیاز ضروری و اجتنابناپذیر است. «این کار مستلزم صرف وقت زیادی است.» در اینجا، «مستلزم» بر ضرورت تاکید دارد، نه صرفاً اتکا.
- قائم به (qa'em be): بیشتر در مورد بناها، سازمانها یا مفاهیم انتزاعی به کار میرود که وجودشان به چیز دیگری بستگی دارد. (مانند: «بقا سازمان قائم به حمایت دولت بود.»).
- مبتنی بر (mabnī bar): اغلب در مورد پایهها، اصول یا شواهد به کار میرود. (مانند: «این تصمیم مبتنی بر شواهد موجود است.»). «متکی بر» بیشتر بر نیاز به تداوم اتکا تاکید دارد.
أمثلة
کسبوکارهای کوچک اغلب برای بقا، متکی بر حمایت مشتریان وفادار خود هستند.
everydaySmall businesses often rely on the support of their loyal customers for survival.
این تحلیل آماری متکی بر دادههای جمعآوری شده در طول پنج سال گذشته است.
academicThis statistical analysis is based on data collected over the past five years.
در دوران پیری، بسیاری از افراد متکی بر فرزندان خود میشوند.
socialIn old age, many individuals become dependent on their children.
طراحی این ساختمان جدید متکی بر اصول معماری پایدار است.
formalThe design of this new building relies on principles of sustainable architecture.
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
متکی بر لطف خدا
relying on God's grace
متکی بر تجربیات گذشته
relying on past experiences
متکی بر خود بودن
being self-reliant
يُخلط عادةً مع
أنماط نحوية
كيفية الاستخدام
ملاحظات الاستخدام
The phrase 'متکی بر' is versatile and can be used in both formal and informal contexts. It clearly conveys the idea of dependence or reliance. Ensure the context justifies the dependency being described.
أخطاء شائعة
Users might confuse 'متکی بر' with 'مستلزم' (requires) or 'مبتنی بر' (based on). While related, 'متکی بر' specifically highlights the need for the dependent element to continue existing or functioning.
نصائح
Understand the Source of Reliance
Avoid Overuse in Neutral Contexts
Cultural Nuances of Interdependence
أصل الكلمة
The word 'متکی' comes from the Arabic root 'w-k-l', meaning to entrust, appoint, or rely on. 'بر' is a Persian preposition meaning 'on' or 'upon'. Thus, 'متکی بر' literally means 'relying upon'.
السياق الثقافي
In cultures that emphasize community and family ties, expressing reliance ('متکی بر') might be more common and accepted than in highly individualistic societies. It can reflect strong social support systems.
نصيحة للحفظ
Think of 'متکی' as 'making tea' (but don't get too hung up on the sound!). You need water (the source) to make tea (the dependent item). The tea is 'متکی بر' the water.
الأسئلة الشائعة
4 أسئلةاختبر نفسك
موفقیت این پروژه به شدت ______ تامین مالی بهموقع است.
«متکی بر» در اینجا به بهترین شکل نشاندهنده نیاز عملیاتی و حیاتی پروژه به تامین مالی است.
این کشور کوچک، اقتصادی ______ صادرات منابع طبیعی خود دارد.
«متکی بر» به خوبی وابستگی اقتصادی به یک منبع خاص را بیان میکند.
کلمات: فناوری، شرکت، پیشرفت، متکی بر
این جمله به درستی نشان میدهد که شرکت برای پیشرفت خود به فناوری وابسته است.
النتيجة: /3
Summary
The phrase 'متکی بر' signifies a state of dependency where something or someone requires another entity for its existence or operation.
- Expresses reliance or dependence on something or someone.
- Indicates a need for support to function or survive.
- Used across various contexts: economic, social, technical.
Understand the Source of Reliance
Avoid Overuse in Neutral Contexts
Cultural Nuances of Interdependence
أمثلة
4 من 4کسبوکارهای کوچک اغلب برای بقا، متکی بر حمایت مشتریان وفادار خود هستند.
Small businesses often rely on the support of their loyal customers for survival.
این تحلیل آماری متکی بر دادههای جمعآوری شده در طول پنج سال گذشته است.
This statistical analysis is based on data collected over the past five years.
در دوران پیری، بسیاری از افراد متکی بر فرزندان خود میشوند.
In old age, many individuals become dependent on their children.
طراحی این ساختمان جدید متکی بر اصول معماری پایدار است.
The design of this new building relies on principles of sustainable architecture.
محتوى ذو صلة
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات academic
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.