B1 adverb Neutral 1 Min. Lesezeit

بطور متوسط

be tor-e motevaset /boˈtoɾe moˈtævɑsːet/

Use 'بطور متوسط' to describe something as average, neither excellent nor poor.

Wort in 30 Sekunden

  • Neither very good nor very bad.
  • Represents an average or middle ground.
  • Used for performance, quality, or statistical averages.

Overview

«بطور متوسط» یک قید رایج در زبان فارسی است که برای بیان میانگین، حد وسط، یا وضعیتی که نه در حد عالی و نه در حد ضعیف قرار دارد، استفاده می‌شود. این عبارت به شنونده یا خواننده کمک می‌کند تا درک کند که نتیجه یا وضعیت مورد نظر، در محدوده معمول و قابل انتظار قرار دارد. استفاده از این قید به خصوص در مواقعی که می‌خواهیم از قضاوت‌های مطلق (خیلی خوب یا خیلی بد) پرهیز کنیم و تصویری متعادل‌تر ارائه دهیم، بسیار مفید است.

این قید معمولاً قبل از صفتی که وضعیت را توصیف می‌کند یا در انتهای جمله برای بیان نتیجه کلی به کار می‌رود. همچنین می‌تواند برای بیان میانگین عددی در آمار و ارقام نیز استفاده شود. در جملات خبری، تحلیلی و حتی روزمره کاربرد دارد.

۱. عملکرد: «عملکرد او بطور متوسط بود.» (نه عالی، نه ضعیف)

۲. نتیجه: «نتیجه امتحان بطور متوسط شد.» (نه همه قبول شدند، نه همه مردود)

۳. کیفیت: «کیفیت این محصول بطور متوسط است.» (قابل قبول اما نه درجه یک)

۴. آمار: «بطور متوسط، هر نفر دو کتاب در ماه می‌خواند.» (میانگین خواندن کتاب)

«بطور متوسط» با عباراتی مانند «معمولاً»، «عمدتاً»، «در حد معمول»، «حد وسط» و «میانگین» هم‌پوشانی معنایی دارد. با این حال، «معمولاً» بیشتر به تکرار یک عمل اشاره دارد (e.g., «من معمولاً صبحانه می‌خورم»). «عمدتاً» به بخش اصلی یا غالب یک گروه اشاره می‌کند (e.g., «دانشجویان عمدتاً از این کتاب استفاده می‌کنند»). «در حد معمول» و «حد وسط» به معنای «بطور متوسط» بسیار نزدیک هستند و می‌توانند جایگزین آن شوند، اما «بطور متوسط» حس میانگین عددی یا کیفی را بهتر منتقل می‌کند. «میانگین» بیشتر در مباحث آماری و ریاضی به کار می‌رود، در حالی که «بطور متوسط» کاربرد عام‌تر و روزمره‌تری دارد.

Beispiele

1

کیفیت غذای رستوران بطور متوسط بود، نه عالی و نه بد.

everyday

The quality of the restaurant's food was average, neither great nor bad.

2

بطور متوسط، میزان بارش سالانه در این منطقه ۳۰۰ میلی‌متر است.

academic

On average, the annual rainfall in this region is 300 millimeters.

3

عملکرد تیم در نیمه اول بازی بطور متوسط بود.

sports

The team's performance in the first half of the game was mediocre.

4

این کتاب بطور متوسط ارزش خواندن دارد.

informal

This book is moderately worth reading.

Häufige Kollokationen

بطور متوسط on average
بطور متوسط کار کردن to perform averagely
بطور متوسط بودن to be average

Häufige Phrasen

بطور متوسط

on average

بطور متوسط زندگی کردن

to live an average life

بطور متوسط درآمد داشتن

to have an average income

Wird oft verwechselt mit

بطور متوسط vs معمولاً

'معمولاً' (usually, generally) refers to frequency or habit. 'بطور متوسط' (on average) refers to a middle point or mean value.

بطور متوسط vs عمدتاً

'عمدتاً' (mainly, mostly) refers to the largest part or the primary aspect. 'بطور متوسط' refers to a middle value or quality.

Grammatikmuster

Subject + بطور متوسط + Adjective Subject + Verb + بطور متوسط بطور متوسط + [Number/Statistic]

How to Use It

Nutzungshinweise

This adverb is neutral in register and can be used in both spoken and written contexts. It's useful for providing a balanced assessment when extreme descriptions are not appropriate. Be mindful that while it indicates an average, it doesn't necessarily imply mediocrity; it simply states a position relative to extremes.


Häufige Fehler

Using 'بطور متوسط' when a more specific term is needed, like 'معمولاً' for frequency or 'عمدتاً' for majority. Confusing its neutral meaning with a negative one; it simply describes a middle ground.

Tips

💡

Understand the Middle Ground

Use 'بطور متوسط' when you want to convey a sense of 'in the middle' or 'average' without being overly positive or negative.

⚠️

Avoid Overuse in Formal Writing

While common, in highly formal academic or technical writing, more precise terms might be preferred depending on the context.

🌍

Cultural Nuance of Moderation

In many Persian-speaking cultures, expressing things in a balanced, non-extreme way is often valued. 'بطور متوسط' fits well with this cultural tendency towards moderation.

Wortherkunft

The phrase 'بطور متوسط' is composed of 'بطور' (in the manner of) and 'متوسط' (average, middle). It literally means 'in the manner of being average'.

Kultureller Kontext

The concept of moderation and avoiding extremes is often appreciated in Persian culture. Using 'بطور متوسط' can reflect this balanced perspective, making it a comfortable and common expression.

Merkhilfe

Think of a scale from 1 to 10. 'بطور متوسط' sits right in the middle, around 5 or 6, not at the exciting ends.

Häufig gestellte Fragen

4 Fragen

زمانی که می‌خواهید بگویید چیزی نه خیلی خوب است و نه خیلی بد، بلکه در حد معمول یا میانگین قرار دارد. همچنین برای بیان میانگین عددی در آمار به کار می‌رود.

خیر، این عبارت هم برای نتایج عددی (مانند میانگین نمرات) و هم برای توصیف کیفیت، عملکرد، یا وضعیت کلی (مانند کیفیت متوسط یک محصول) استفاده می‌شود.

«معمولاً» به تکرار یک رویداد یا عادت اشاره دارد (چیزی که اغلب اتفاق می‌افتد)، اما «بطور متوسط» به حد وسط یا میانگین کیفیت، کمیت یا نتیجه اشاره می‌کند.

خیر، لزوماً بار معنایی منفی ندارد. این عبارت فقط یک توصیف خنثی از وضعیت یا نتیجه‌ای است که در حد میانگین قرار دارد.

Teste dich selbst

fill blank

سطح زبان انگلیسی او ___ خوب است.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: بطور متوسط

کلمه «بطور متوسط» نشان می‌دهد که سطح زبان انگلیسی نه خیلی خوب و نه خیلی ضعیف است.

multiple choice

درآمد سالانه این شرکت بطور متوسط ۵ میلیارد تومان است.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: میانگین

«بطور متوسط» در اینجا به میانگین درآمد سالانه اشاره دارد.

sentence building

کلمات: «دانشجویان»، «نتیجه»، «امتحان»، «بطور متوسط»، «گرفتند»

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: دانشجویان بطور متوسط نتیجه امتحان گرفتند.

این ساختار جمله صحیح‌ترین حالت برای بیان نتیجه متوسط امتحان توسط دانشجویان است.

Ergebnis: /3

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!