مُتَأَخِّراً
مثال
وصل الطالب إلى الدرس متأخراً.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر daily life
تَوْصِيل
B1عمل تحویل کالا یا اتصال قطعات به یکدیگر.
هِّوَايَة
B1فعالیتی که به طور منظم در اوقات فراغت برای لذت بردن انجام می شود.
سرير
A1وسیلهای برای خوابیدن یا استراحت کردن.
تسوق
B1خرید کردن فعالیت بازدید از فروشگاه ها برای خرید کالا است. من دوست دارم آخر هفته ها خرید کنم.
مُكَوِّنَات
B1اجزاء یا عناصری که چیزی از آنها ساخته شده است، به ویژه در دستور پخت غذا.
مُكَالَمَة
B1تماس تلفنی یا مکالمه. مثال: یک تماس مهم دریافت کردم (تلقيت مكالمة مهمة). او تماس را قطع کرد (أنهى المكالمة).
نَادِي
B1باشگاه امسال قهرمان مسابقات ملی شد.
مِشْوَار
B1این کلمه به معنای یک کار یا یک سفر کوتاه است. من امروز بعد از ظهر یک کار دارم.
وجبة
B1وعده غذایی مقدار غذایی است که در زمان مشخصی از روز خورده می شود.
نظف
A1تمیز کردن چیزی برای از بین بردن آلودگی.