يوَجّه
To direct, guide, address.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر general
عادةً
A1معمولاً، به طور عادی؛ در شرایط نرمال.
عادةً ما
B2این قید معمولا یعنی یه اتفاقی بیشتر وقتها میفته.
إعداد
B2یعنی آماده کردن یه چیزی، مثل آماده کردن غذا یا یه پروژه.
عاضد
B2این فعل یعنی کمک کردن یا پشتیبانی کردن از کسی، مخصوصاً وقتی که به کمک احتیاج داره.
عادي
A1این یک روز معمولی است.
عاقبة
B1نتیجه یا اثر یک عمل، که اغلب ناخوشایند است. باید عواقب انتخابهای خود را پذیرفت.
أعلى
A1بالاتر، برتر، یا بالاترین.
عال
B1این کلمه یعنی 'بلند' یا 'زیاد'. مثلاً صدای بلند یا قیمت بالا.
عالٍ
A2به معنای بلند برای ارتفاع فیزیکی یا صدای بلند است.
عَالَمِيّ
B1مربوط به تمام جهان؛ جهانی یا فراگیر.