Abstellraum
مثال
Wir brauchen mehr Platz, ein Abstellraum wäre ideal für unsere Sachen.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر home
abdecken
B1جمع کردن میز بعد از غذا؛ پوشاندن چیزی برای محافظت.
abdichten
B1یعنی یه چیزی رو طوری کنی که آب ازش رد نشه، چه بخوای آب بره توش چه بیاد بیرون.
Abfalleimer
B1سطل زباله ظرفی است که برای جمعآوری پسماندها و مواد دورریختنی استفاده میشود.
Abfluss
B1drain
abgenutzt
B1چیزی که به دلیل استفاده زیاد فرسوده یا کهنه شده است.
abhängen
B1چیزی را از جایی که آویزان است پایین آوردن.
Ablesen
B1قرائت کنتور یا خواندن از روی متن.
abreißen
B1تخریب یک ساختمان یا قطع شدن ناگهانی تماس. 'آنها ساختمان قدیمی را تخریب میکنند' یا 'تماس ما قطع شد'.
abstauben
B1گردگیری کردن یک سطح.
Abtauen
B1برفکزدایی یخچال برای صرفهجویی در انرژی ضروری است.