die Steigung
an upward slope or gradient; incline
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر nature
abgrundtief
A2به چیزی میگن که خیلی خیلی عمیقه، یا برای احساسات خیلی شدید به کار میره.
abholzen
B1یعنی درختهای زیادی را در جنگل، معمولاً در یک منطقه وسیع، قطع کردن.
absorbieren
B1مثل اسفنج که آب را جذب میکند، مایع یا اطلاعات را در خود کشیدن.
abstoßen
B1دور کردن فیزیکی یا احساسی کسی یا چیزی از خود.
abwärts
B1به سمت پایین؛ رو به پایین.
abwehren
B1دفع کردن، جلوگیری کردن. مثال: 'دروازهبان توپ را دفع کرد.' (Der Torwart hat den Ball abgewehrt.)
Acker
B1زمین شخمزده؛ کشتزار.
Affe
A1یک حیوان بازیگوش که به بالا رفتن از درخت و تاب خوردن معروف است.
Alge
B1موجودات سادهای که توی آب زندگی میکنن و مثل گیاهها با نور خورشید انرژی میسازن، مثل جلبکها.
allmählich
B1کلمه 'allmählich' به معنای 'به تدریج' یا 'کمکم' است.