herstellen
تعریف
تولید کردن یا ساختن یه کالا، معمولاً توی کارخونه یا کارگاه.
verbمثال
In dieser Fabrik werden Autos hergestellt.
مثال
In dieser Fabrik werden Autos hergestellt.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر tools
passend
A2مناسب یا درخور برای یک موقعیت یا هدف خاص. 'ما باید زمان مناسبی برای جلسه پیدا کنیم.'
funktionsfähig
A2دستگاه کار میکند و آماده استفاده است.
anschließen
A2وصل کردن یک دستگاه یا ملحق شدن به یک گروه. همچنین به معنای قفل کردن چیزی با زنجیر است.
universal
A2جهانی. قابل اجرا برای همه یا همه چیز در همه جا.
der Schutzhelm
A2یک 'Schutzhelm' کلاه ایمنی است که برای محافظت از سر در برابر اشیاء در حال سقوط استفاده میشود.
die Maschine
A2ماشین وسیله ای است که دارای قطعات متحرک است. اغلب یک کار خاص را انجام می دهد.
wiederholt
A2در تمام طول روز به طور مکرر باران بارید.
Gerät
A2یک وسیله یا دستگاه مکانیکی که برای هدفی خاص استفاده میشود.
Bau
A2ساخت مدرسه جدید فردا آغاز می شود. روباه یک لانه عمیق حفر کرد.
die Bohrmaschine
B1یک دریل برقی که برای ایجاد سوراخ استفاده میشود. این یک ابزار ضروری برای کارهای فنی و ساختوساز است.