work
مثال
I work hard.
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر work
burn the midnight oil
B2تا دیروقت کار کردن. 'او برای تمام کردن پروژه تا دیروقت بیدار ماند و کار کرد.'
clerk
A2Clerk کسیه که تو دفتر یا بانک کار میکنه و کارهای بایگانی رو انجام میده.
colleague
B1همکار فردی است که با او کار می کنید، معمولاً در یک محیط حرفه ای یا اداری.
deadline
B1آخرین مهلت زمانی است که یک کار باید به پایان برسد. این نقطه پایانی برای یک وظیفه است.
earn
A2کسب درآمد از طریق کار.
factory
A2کارخانه ساختمانی بزرگ است که در آن کالاها با استفاده از ماشینآلات و نیروی کار تولید میشوند.
farmer
A2کشاورز فردی است که یک مزرعه را اداره میکند. کشاورزان با کاشت محصولات و پرورش دام، غذای مورد نیاز جامعه را تأمین میکنند.
Firefighter
A2آتشنشان فردی است که شغل او خاموش کردن آتش است. آتشنشان با استفاده از نردبان به طبقه بالا رفت.
fireman
A2آتشنشان کسی است که شغلش خاموش کردن آتش و نجات دادن مردم از خطرات است.
hairdresser
A2A person who cuts, styles, or colors hair.