رقابتمند
Being competitive-ready means possessing the necessary attributes to succeed against rivals.
رقابتمند در ۳۰ ثانیه
- Having qualities for effective competition.
- Describes individuals, businesses, or products.
- Key for success in challenging environments.
Overview
«رقابتمند» صفتی است که به توانایی یک فرد، سازمان، یا حتی یک محصول برای رقابت مؤثر در یک بازار یا محیط مشخص اشاره دارد. این واژه بیانگر داشتن ویژگیها، مهارتها، منابع، یا استراتژیهایی است که امکان پیروزی یا حداقل حفظ جایگاه در برابر رقبا را فراهم میکند. در دنیای امروز که سرعت تغییرات بالاست و رقابت شدید است، «رقابتمند بودن» یک مزیت کلیدی محسوب میشود.
این صفت معمولاً برای توصیف جنبههای مثبت و توانمندیها به کار میرود. میتوان آن را به صورت «شرکت رقابتمند»، «بازار رقابتمند»، «نیروی کار رقابتمند»، «قیمتگذاری رقابتمند»، یا «استراتژی رقابتمند» استفاده کرد. همچنین برای افراد نیز به کار میرود، مانند «فردی رقابتمند» که در محیط کار یا تحصیل موفق است.
این واژه در متون اقتصادی، تجاری، مدیریتی، و همچنین در بحثهای مربوط به بازاریابی و توسعه کسبوکار بسیار رایج است. در زندگی روزمره، ممکن است در مقایسه محصولات یا خدمات مختلف نیز به کار رود. به عنوان مثال، «این گوشی هوشمند بسیار رقابتمند است» یعنی توانایی رقابت با بهترینهای بازار را دارد.
کلمه «رقابتی» (competitive) بسیار شبیه به «رقابتمند» است، اما «رقابتمند» بیشتر بر «داشتن توانایی و ویژگیهای لازم برای رقابت» تأکید دارد، در حالی که «رقابتی» میتواند به خودِ عمل رقابت یا تمایل به رقابت نیز اشاره کند. مثلاً «روحیه رقابتی» یعنی میل به رقابت کردن. «رقابتمند» بیشتر بر نتیجهبخش بودن این رقابت تمرکز دارد. واژه «پرتوان» نیز ممکن است در برخی زمینهها همپوشانی داشته باشد، اما «رقابتمند» حتماً جنبه مقایسه با دیگران را در خود دارد.
مثالها
برای بقا در بازار امروز، کسبوکارها باید بتوانند محصولات رقابتمند عرضه کنند.
everydayTo survive in today's market, businesses must be able to offer competitive products.
دولت تلاش میکند با سرمایهگذاری در آموزش و فناوری، نیروی کار کشور را رقابتمندتر سازد.
formalThe government strives to make the country's workforce more competitive by investing in education and technology.
قیمتگذاری این فروشگاه واقعاً رقابتمنده، میشه چیزای خوبی پیدا کرد.
informalThis store's pricing is really competitive; you can find good stuff.
تحلیل استراتژیک نشان داد که شرکت فاقد مزیت رقابتمند پایدار در بخش کلیدی بازار است.
academicStrategic analysis revealed that the company lacks a sustainable competitive advantage in a key market segment.
ترکیبهای رایج
عبارات رایج
مزیت رقابتمند
Competitive advantage
محیط رقابتمند
Competitive environment
اغلب اشتباه گرفته میشود با
الگوهای دستوری
نحوه استفاده
نکات کاربردی
The term 'رقابتمند' is primarily used in formal and semi-formal contexts, especially in business, economics, and strategy discussions. While it implies a positive attribute, overuse in casual conversation might sound slightly formal, though generally understood.
اشتباهات رایج
Confusing 'رقابتمند' (possessing competitive qualities) with 'رقابتی' (competitive in nature or action). Ensure the context emphasizes the *ability* to compete effectively, not just the *act* or *desire* to compete.
نکات
Focus on Strengths
Don't Underestimate Rivals
Global Competition
ریشه کلمه
The word 'رقابتمند' is derived from the Arabic root 'ر-ق-ب' (related to watching, guarding, competing) combined with the Persian suffix '-مَند' which denotes possession or fullness of a quality. It literally means 'possessing the quality of competition'.
بافت فرهنگی
In many cultures, especially those with strong market economies, being 'رقابتمند' is highly valued. It's often associated with innovation, efficiency, and the drive for continuous improvement.
راهنمای حفظ
Think of 'رقابتمند' as 'ready to compete'. The 'مَند' suffix in Persian often implies possession of a quality, like 'هنرمند' (artist, possessing art). So, 'رقابتمند' = possessing the quality of competitiveness.
سوالات متداول
4 سوالخودت رو بسنج
برای موفقیت در بازار جهانی، شرکتها باید استراتژیهای ___________ داشته باشند.
کلمه «رقابتمند» به معنای داشتن توانایی رقابت مؤثر در بازار است که با مفهوم جمله همخوانی دارد.
کدام یک از موارد زیر به بهترین شکل، فردی «رقابتمند» را توصیف میکند؟
صفت «رقابتمند» به توانایی و ویژگیهای لازم برای موفقیت در رقابت اشاره دارد، نه صرفاً تمایل به رقابت یا پیروزی به هر قیمتی.
توانایی / رقابت / این / بازار / در / است / شرکت / را / بالا / محصولات / این / محصولات / این / رقابتمند / میسازد
این جمله به درستی نشان میدهد که چگونه توانایی رقابت در بازار، محصولات را «رقابتمند» میکند.
امتیاز: /3
Summary
Being competitive-ready means possessing the necessary attributes to succeed against rivals.
- Having qualities for effective competition.
- Describes individuals, businesses, or products.
- Key for success in challenging environments.
Focus on Strengths
Don't Underestimate Rivals
Global Competition
مثالها
4 از 4برای بقا در بازار امروز، کسبوکارها باید بتوانند محصولات رقابتمند عرضه کنند.
To survive in today's market, businesses must be able to offer competitive products.
دولت تلاش میکند با سرمایهگذاری در آموزش و فناوری، نیروی کار کشور را رقابتمندتر سازد.
The government strives to make the country's workforce more competitive by investing in education and technology.
قیمتگذاری این فروشگاه واقعاً رقابتمنده، میشه چیزای خوبی پیدا کرد.
This store's pricing is really competitive; you can find good stuff.
تحلیل استراتژیک نشان داد که شرکت فاقد مزیت رقابتمند پایدار در بخش کلیدی بازار است.
Strategic analysis revealed that the company lacks a sustainable competitive advantage in a key market segment.
محتوای مرتبط
واژگان مرتبط
واژههای بیشتر کسبوکار
عادتأ
B2As is the custom or habit; customarily.
عامیانه
B2Characteristic of ordinary conversation rather than formal speech or writing; informal.
اعطا کردن
B2To grant or bestow (a right, power, or honor).
اعتبار
A2Credit; the ability of a customer to obtain goods or services before payment.
اعتبار دادن
B1To grant credit or give credibility to someone or something.
اعتبار مالی
B1Financial standing or reputation; available funds.
اعتباراً
B2On credit; by means of credibility.
اعتباردهنده
B2An entity that lends money or provides credit to another party.
اعتبارنامه
B1A qualification, achievement, or personal quality; credential.
اعتباری
B1Relating to credit, especially financial credit; based on trust or reputation.