満たす
مثال
この食事は私の空腹を満たしてくれるだろう。
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر body
曲げる
A2خم کردن یا منحنی کردن چیزی فیزیکی مانند بازو یا سیم.
清潔な
A2این اتاق بسیار تمیز و بهداشتی است.
気持ち悪い
A2احساس حالت تهوع یا ناخوشایندی فیزیکی.
抱く
A2در آغوش گرفتن؛ بغل کردن. داشتن یک حس یا رویا در دل.
握る
A2چیزی را در دست گرفتن و فشردن.
身長
A2اندازه عمودی قد یک شخص از سر تا پا.
筋肉
A2عضله. ورزش کردن باعث تقویت عضلات میشود.
内臓
B2اندامهای داخلی بدن مانند قلب و معده.
ぐうぐう
B1صدای غرش شکم به دلیل گرسنگی یا صدای خواب عمیق همراه با خرخر. 'شکمم صدای گو-گو میدهد.'
伸ばす
A2دراز کردن، کشیدن، توسعه دادن. مثال: کشیدن دستها یا توسعه یک استعداد.