museum
تعریف
A building where objects of historical interest are kept.
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر art
fantasierijk
C1خیالپرداز؛ پر از تخیل.
toneel
B1صحنه یا تئاتر. 'بازیگر روی صحنه (toneel) رفت.'
stijl
A2A particular way of doing something
tekenen
A2نقاشی کردن: ایجاد تصویر با خطوط.
expositie
B2a large public exhibition of art or trade
improviseren
C1بداهه نوازی یا انجام کاری بدون آمادگی قبلی.
fictie
B2داستان یا فیکشن به ادبیاتی گفته میشود که بر پایه تخیل است.
fictief
B2چیزی که خیالی است و در واقعیت وجود ندارد.
fragment
B2یک قطعه بخش کوچکی از یک کل بزرگتر است.
collectie
B1کلکسیون به مجموعهای از اشیاء گفته میشود که به دلیل ارزش یا علاقه گردآوری شدهاند.