neus
تعریف
Organ of smell.
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر health
herstellen
C1To restore, repair, or recover from illness.
uitputting
B1The state of being extremely tired
lichaam
A1the physical structure of a person
behandeling
B1درمان پزشکی برای او بسیار حیاتی بود.
ogen
A2Organs used for seeing.
medicijn
A1دکتر برای من داروی سرفه تجویز کرد.
epidemie
C1اپیدمی به گسترش سریع یک بیماری عفونی در میان تعداد زیادی از افراد در یک منطقه یا جمعیت خاص در یک دوره زمانی کوتاه گفته میشود. برای مثال، شیوع آنفولانزا در یک کشور میتواند یک اپیدمی باشد.
gebit
B2دندانها (gebit) به مجموعه تمام دندانهای داخل دهان گفته میشود. دندان مصنوعی نیز 'gebit' نامیده میشود.
mentaal
B2مربوط به ذهن یا فرآیندهای روانشناختی.
lichamelijk
B2جسمانی؛ مربوط به بدن.