précaution
تعریف
A measure taken in advance to prevent something undesirable.
nounمثال
Il faut prendre des précautions quand on conduit par mauvais temps.
مثال
Il faut prendre des précautions quand on conduit par mauvais temps.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر weather
canicule
A1یک دوره طولانی از گرمای شدید و مداوم.
minimale
B1کمترین مقدار یا درجه ممکن.
maximale
B1حداکثری؛ رسیدن به بالاترین درجه ممکن.
sécheresse
A1دوره طولانی بارندگی غیرمعمول کم ، که منجر به کمبود آب می شود.
dégel
B1The process of thawing; a thaw.
profondément
B1به طور عمیق؛ با عمق زیاد.
ouragan
B1واژه 'ouragan' به معنای توفان یا هوریکان است؛ یک سیستم جوی بسیار قدرتمند با بادهای شدید و بارانهای سیلآسا.
partiellement
B1به روشی که کامل یا تام نیست؛ به طور جزئی.
congère
C1توده برفی که توسط باد جمع شده است.
bise
C1باد سرد و خشکی که از شمال یا شمال شرقی میوزد و به ویژه در سوئیس و شرق فرانسه رایج است.