aplicação
مثال
Baixei uma nova aplicação para o meu telemóvel.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر technology
apagar
A1خاموش کردن (چراغ، آتش) یا پاک کردن (متن، فایل). 'لطفاً چراغ را خاموش کن.' 'من اشتباهاً پیام را پاک کردم.'
aplicativo
A2Application; software designed to help the user to perform a specific task.
automaticamente
A1به معنای انجام کاری به صورت خودکار، بدون دخالت انسان است.
baixar
A1دانلود کردن یا پایین آوردن. 'من فایل را baixar میکنم' و 'قیمت baixar شد'.
câmara
A1دستگاهی برای ضبط تصاویر بصری به شکل عکس یا ویدئو.
câmera
A1An apparatus for taking photographs or recording videos.
clicar
A1روی یک دکمه یا لینک کلیک کنید. 'برای ادامه اینجا کلیک کنید.' (Click here to continue.)
Computador
A1یک دستگاه الکترونیکی که دادهها را پردازش کرده و کارهای مختلفی انجام میدهد.
conectar
A2برای برقراری ارتباط یا عملکرد مشترک، دو یا چند چیز را به هم متصل کنید.
desligado
A2خاموش یا قطع شده. همچنین برای توصیف فردی حواسپرت یا بیتوجه به کار میرود.