hävstång
تعریف
leverage or a tool for influence
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر business
rabatt
B1discount
förvärva
B1to acquire
kostnad
B1مقدار پولی که برای پرداخت چیزی نیاز دارید.
utbyte
B2an exchange or trade
återbetalning
C1repayment, refund, or reimbursement
ränta
B1واژه 'ränta' به معنای 'بهره' یا 'سود بانکی' است. برای مثال: 'نرخ بهره در حال افزایش است' میشود 'Räntan stiger'.
tillgångar
B1داراییها یا منابعی که ارزش اقتصادی دارند.
förvär
C1تحصیل یا اکتساب یک شرکت یا دارایی.
förvalta
B1مدیریت یا اداره داراییها یا منابع با حس مسئولیتپذیری. (مثال: او ارثیه خانوادگیاش را مدیریت میکند.)
utverka
C1به دست آوردن چیزی از طریق تلاشهای رسمی یا مذاکره. به عنوان مثال، تحصیل اجازه یا مجوز.