季节
مثال
一年有四个季节。
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر nature
观赏
A2to view, to admire (scenery)
探险
B1to explore
空气
A1Air
沿着
A2along
始终
A2from beginning to end; always
动物
A1حیوان. موجود زندهای که حرکت میکند و تغذیه میکند.
靠近
A2نزدیک شدن به چیزی یا نزدیک بودن به چیزی.
人工
A2مصنوعی؛ ساخت بشر. مثال ها: 1. دریاچه مصنوعی (人工湖). 2. هوش مصنوعی (人工智能).
秋天
A1autumn; fall
蔚蓝
A2azure; sky blue