适时
تعریف
Timely; at the right moment.
adverbمثال
他适时地提出了解决方案。
مثال
他适时地提出了解决方案。
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر time
第二天
A1روز بعد. برای توصیف روز پس از یک روز خاص در یک داستان استفاده میشود.
当前
A1فعلی؛ حاضر. برای توصیف وضعیت یا شرایط موجود استفاده میشود.
将要
A1رئیس جمهور فردا یک سخنرانی مهم ایراد خواهد کرد. (总统明天将要发表重要讲话。)
当天
A1همان روز. برای اشاره به روز خاصی که در متن ذکر شده است استفاده می شود.
有限
A1محدود؛ فانی. به عنوان مثال، زمان محدود است.
长久
A1طولانی مدت; پایدار.
花时间
A1وقت گذراندن. او وقت زیادی را صرف یادگیری زبان کرد.
随时
A1شما می توانید در هر زمان با من تماس بگیرید. (你可以随时给我打电话。)
时期
B1یک دوره زمانی خاص در تاریخ یا مرحله خاصی از یک فرآیند یا توسعه.
省时间
A1صرفه جویی در زمان. ذخیره زمان.