To make something larger in quantity, extent, or size.
30초 단어
- Increase amount, number, or size.
- Can be transitive or intransitive.
- Used in various contexts, from economics to personal relations.
Overview
فعل «بیشتر کردن» یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای افزایش دادن یا زیاد کردن چیزی است. این فعل میتواند به صورت متعدی (نیاز به مفعول) یا لازم (بدون نیاز به مفعول) به کار رود. در حالت متعدی، فاعل به طور فعالانه چیزی را افزایش میدهد، در حالی که در حالت لازم، خود آن چیز افزایش مییابد. این فعل دامنه وسیعی از کاربردها را پوشش میدهد، از مسائل ملموس مانند مقدار پول یا تعداد اشیاء گرفته تا مفاهیم انتزاعی مانند دانش یا علاقه.
«بیشتر کردن» معمولاً با اسمهایی که قابل شمارش یا اندازهگیری هستند، به کار میرود. ساختار رایج آن به صورت «فاعل + مفعول + بیشتر کردن» است. برای مثال: «او درآمد خود را بیشتر کرد.» همچنین میتواند به صورت «فاعل + بیشتر شدن» نیز استفاده شود که در این حالت فعل لازم است: «درآمد او بیشتر شد.» این فعل در زمانهای مختلف صرف میشود و میتواند در جملات امری، شرطی، و سایر ساختارهای دستوری به کار رود.
این فعل در زمینههای اقتصادی (مانند بیشتر کردن سود، بیشتر کردن تولید)، اجتماعی (مانند بیشتر کردن جمعیت، بیشتر کردن آگاهی)، آموزشی (مانند بیشتر کردن دانش، بیشتر کردن مهارت) و حتی در روابط شخصی (مانند بیشتر کردن محبت، بیشتر کردن اعتماد) کاربرد دارد. در مکالمات روزمره، اغلب برای اشاره به افزایش هر نوع کمیت یا کیفیتی استفاده میشود.
«افزایش دادن» مترادف بسیار نزدیکی برای «بیشتر کردن» است و اغلب به جای هم استفاده میشوند. با این حال، «افزایش دادن» ممکن است کمی رسمیتر به نظر برسد. «بالا بردن» نیز میتواند در برخی موارد به کار رود، اما بیشتر برای افزایش سطح یا مرتبه چیزی استفاده میشود (مانند بالا بردن قیمت). «زیاد کردن» نیز شبیه به «بیشتر کردن» است، اما «بیشتر کردن» بر جنبه مقایسهای (بیشتر از قبل) تأکید بیشتری دارد.
예시
ما باید تلاشمان را برای کمک به نیازمندان بیشتر کنیم.
everydayWe must increase our efforts to help the needy.
دولت برای کنترل تورم، نرخ بهره را بیشتر کرد.
formalThe government increased the interest rate to control inflation.
بیا این غذا رو بیشتر کنیم، خیلی خوشمزه است!
informalLet's make more of this food, it's delicious!
محققان در تلاشند تا دقت مدلهای پیشبینی را بیشتر کنند.
academicResearchers are striving to increase the accuracy of prediction models.
자주 쓰는 조합
자주 쓰는 구문
بیشتر کردنش کن!
Make it more!
چطور میتونیم این رو بیشتر کنیم؟
How can we increase this?
자주 혼동되는 단어
'بیشتر کردن' is transitive (to make something more), while 'بیشتر شدن' is intransitive (something becomes more).
Very similar in meaning. 'افزایش دادن' can sometimes sound slightly more formal than 'بیشتر کردن', but they are often interchangeable.
문법 패턴
How to Use It
사용 참고사항
This verb is widely used in both spoken and written Persian. It's suitable for most registers, from informal conversations to formal reports. Pay attention to whether you are actively increasing something (transitive) or if something is increasing on its own (intransitive).
자주 하는 실수
A common mistake is confusing the transitive 'بیشتر کردن' (to make more) with the intransitive 'بیشتر شدن' (to become more). Ensure the sentence structure reflects the intended meaning.
Tips
Focus on the 'more' aspect
Remember that 'بیشتر کردن' emphasizes making something 'more' than it was before, whether in quantity or quality.
Distinguish from 'getting more'
Be careful not to confuse 'بیشتر کردن' (to make more) with 'بیشتر شدن' (to become more).
Growth and progress mindset
The concept of 'بیشتر کردن' is deeply ingrained in Iranian culture, reflecting a value placed on growth, development, and improvement in various aspects of life.
어원
The word 'بیشتر' is a comparative form derived from 'بسی' (much, many). 'کردن' is a fundamental Persian verb meaning 'to do' or 'to make'. Together, they literally mean 'to make more'.
문화적 맥락
The idea of growth and improvement is valued in many cultures, and 'بیشتر کردن' reflects this desire for progress, whether in personal development, economic prosperity, or societal advancement.
암기 팁
Think of 'بیشتر' (more) and 'کردن' (to do/make). You are actively 'making' something 'more'.
자주 묻는 질문
4 질문«بیشتر کردن» یک فعل متعدی است و به این معنی است که فاعل به طور فعالانه چیزی را افزایش میدهد (مثال: او سرعت را بیشتر کرد). «بیشتر شدن» یک فعل لازم است و به این معنی است که چیزی خود به خود افزایش مییابد (مثال: سرعت بیشتر شد).
خیر، «بیشتر کردن» هم برای مقادیر قابل شمارش (مانند تعداد کتابها) و هم برای مقادیر غیرقابل شمارش (مانند میزان دانش یا علاقه) و حتی مفاهیم انتزاعی استفاده میشود.
«بیشتر کردن» در بسیاری از موقعیتهای رسمی، به خصوص در متون اقتصادی و تجاری، کاربرد دارد. با این حال، گاهی اوقات مترادفهای کمی رسمیتر مانند «افزایش دادن» ترجیح داده میشوند.
معمولاً «بیشتر کردن» بار معنایی خنثی دارد، اما بسته به زمینه میتواند منفی باشد. برای مثال، «بیشتر کردن بدهی» یا «بیشتر کردن درد» جنبه منفی دارند.
셀프 테스트
برای موفقیت در این پروژه، باید تلاش خود را ___.
جمله به نیاز به افزایش تلاش اشاره دارد، بنابراین «بیشتر کنیم» مناسبترین گزینه است.
شرکت قصد دارد تولید خود را در سال آینده بیشتر کند.
«افزایش دهد» مترادف مستقیم «بیشتر کند» است و به معنی زیاد کردن مقدار تولید است.
با، تلاش، درآمد، بیشتر، او، کرد.
این ترتیب کلمات یک جمله کامل و صحیح از نظر دستوری و معنایی ایجاد میکند.
점수: /3
Summary
To make something larger in quantity, extent, or size.
- Increase amount, number, or size.
- Can be transitive or intransitive.
- Used in various contexts, from economics to personal relations.
Focus on the 'more' aspect
Remember that 'بیشتر کردن' emphasizes making something 'more' than it was before, whether in quantity or quality.
Distinguish from 'getting more'
Be careful not to confuse 'بیشتر کردن' (to make more) with 'بیشتر شدن' (to become more).
Growth and progress mindset
The concept of 'بیشتر کردن' is deeply ingrained in Iranian culture, reflecting a value placed on growth, development, and improvement in various aspects of life.
예시
4 / 4ما باید تلاشمان را برای کمک به نیازمندان بیشتر کنیم.
We must increase our efforts to help the needy.
دولت برای کنترل تورم، نرخ بهره را بیشتر کرد.
The government increased the interest rate to control inflation.
بیا این غذا رو بیشتر کنیم، خیلی خوشمزه است!
Let's make more of this food, it's delicious!
محققان در تلاشند تا دقت مدلهای پیشبینی را بیشتر کنند.
Researchers are striving to increase the accuracy of prediction models.
Related Content
관련 어휘
general 관련 단어
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).