B1 adjective Neutral #4,500 most common 1 min read

بی طرف

bi taraf /biː.tæˈɾɒf/

Being impartial means not supporting any side in a disagreement, ensuring fairness and neutrality.

Word in 30 Seconds

  • Not taking sides in a dispute or conflict.
  • Maintaining fairness and impartiality.
  • Used for people, organizations, and positions.

Overview

واژه «بی‌طرف» (bī-tarf) در زبان فارسی به معنای عدم حمایت یا جانبداری از هیچ‌یک از طرفین در یک اختلاف، منازعه یا رقابت است. این صفت برای توصیف فرد، گروه، کشور یا حتی یک موضع به کار می‌رود که در شرایطی که دو یا چند گروه با هم اختلاف دارند، موضعی خنثی و عادلانه اتخاذ می‌کند. هدف یک فرد یا نهاد بی‌طرف، حفظ استقلال و قضاوت منصفانه بدون تحت تأثیر قرار گرفتن فشارهای بیرونی یا احساسات شخصی است.

«بی‌طرف» معمولاً به عنوان صفت برای اسم‌ها به کار می‌رود. می‌توان آن را برای توصیف افراد (مانند داور، قاضی، خبرنگار)، سازمان‌ها (مانند کمیته‌های بین‌المللی، سازمان‌های حقوق بشری)، کشورها (در مسائل بین‌المللی) یا حتی مواضع و تصمیمات استفاده کرد. این کلمه اغلب با فعل «بودن» یا «ماندن» همراه می‌شود تا بر حفظ حالت بی‌طرفی تأکید کند.

این واژه در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد: 1. حقوقی و قضایی: قاضی، هیئت منصفه و وکلا باید در دادگاه بی‌طرف باشند. 2. ورزشی: داوران و ناظران مسابقات ورزشی باید بی‌طرفی خود را حفظ کنند. 3. سیاسی و بین‌المللی: کشورها در برخی مناقشات بین‌المللی ممکن است موضع بی‌طرفی اتخاذ کنند. 4. رسانه: خبرنگاران و روزنامه‌نگاران باید در پوشش اخبار بی‌طرف باشند تا اطلاعات را بدون سوگیری منتقل کنند. 5. روابط شخصی: در اختلافات بین دوستان یا اعضای خانواده، فردی که سعی می‌کند میانجی باشد، باید بی‌طرف عمل کند.

کلمات مشابهی مانند «خنثی» (khonṯā) و «منصف» (monséf) وجود دارند. «خنثی» نیز به معنای عدم جانبداری است اما بیشتر بر عدم دخالت یا بی‌اثر بودن تأکید دارد. «منصف» به معنای عادل و دادگر است و بر رعایت انصاف و عدالت در قضاوت تأکید می‌کند. در حالی که بی‌طرفی معمولاً شامل هر دو جنبه عدم جانبداری و تلاش برای انصاف است، «منصف» بیشتر بر جنبه عدالت تمرکز دارد و «خنثی» بیشتر بر عدم دخالت.

Examples

1

داور فوتبال باید در طول بازی کاملاً بی‌طرف باشد.

everyday

The football referee must remain completely neutral throughout the game.

2

سازمان ملل متحد تلاش می‌کند تا در بحران‌های بین‌المللی نقش میانجی بی‌طرفی را ایفا کند.

formal

The United Nations strives to play a neutral mediating role in international crises.

3

من سعی می‌کنم بین شما دو نفر بی‌طرف باشم و فقط آرامش کنم.

informal

I'm trying to be neutral between you two and just calm things down.

4

تحقیقات علمی باید بر اساس داده‌های قابل اتکا و بدون سوگیری، و با رویکردی بی‌طرفانه انجام شود.

academic

Scientific research must be conducted based on reliable data, without bias, and with an impartial approach.

Common Collocations

بی‌طرف ماندن To remain neutral
قضاوت بی‌طرفانه Impartial judgment
موضع بی‌طرف Neutral stance/position

Common Phrases

بی‌طرفی را رعایت کردن

To observe neutrality/impartiality

به صورت بی‌طرفانه

Impartially

یک ناظر بی‌طرف

A neutral observer

Often Confused With

بی طرف vs خنثی

'بی‌طرف' (neutral/impartial) implies active non-alignment and fairness, often in a dispute. 'خنثی' (neutral/inert) can mean lacking distinguishing qualities or not reacting, sometimes implying passivity.

بی طرف vs منصف

'بی‌طرف' focuses on not taking sides. 'منصف' (fair/just) emphasizes acting with justice and equity, which is often a component of being 'بی‌طرف' but is more about the quality of the decision itself.

Grammar Patterns

اسم + بی طرف (مانند: داور بی‌طرف) بی طرف + بودن/ماندن (مانند: او بی‌طرف ماند) نقش + بی طرف (مانند: نقش بی‌طرف)

How to Use It

Usage Notes

The term 'بی‌طرف' is widely used across various registers, from formal legal and political contexts to informal everyday conversations. Its core meaning of impartiality remains consistent. Ensure context clarifies whether it implies active mediation or passive non-involvement.


Common Mistakes

Confusing 'بی‌طرف' with simply 'not caring' or 'being passive'. True impartiality often requires active effort to remain unbiased and fair. Also, mistaking it for 'مخالف' (opponent) or 'طرفدار' (supporter) is a basic error.

Tips

💡

Focus on Fairness and Neutrality

When using 'بی‌طرف', emphasize the act of not favoring any side and striving for an unbiased judgment.

⚠️

Avoid Appearing Biased

Ensure your actions or words do not suggest support for one party over another, especially in sensitive situations.

🌍

Importance in Mediation

In Iranian culture, a mediator is expected to be 'بی‌طرف' to gain trust and effectively resolve disputes between conflicting parties.

Word Origin

The word 'بی‌طرف' is composed of 'بی' (bi-), meaning 'without', and 'طرف' (tarf), meaning 'side' or 'party'. Thus, it literally translates to 'without side', signifying neutrality.

Cultural Context

In many cultures, including Persian-speaking ones, impartiality is highly valued, especially in roles like judges, mediators, and journalists. Being perceived as 'بی‌طرف' builds trust and credibility.

Memory Tip

Think of a 'بی‌طرف' person as someone who stands 'طرف' (side) 'بی' (without) any specific group, watching fairly.

Frequently Asked Questions

4 questions

زمانی که می‌خواهید بگویید فرد یا گروهی در یک اختلاف یا رقابت، از هیچ‌کدام از طرفین حمایت نمی‌کند و سعی در حفظ عدالت دارد. این کلمه برای توصیف داوران، قاضی‌ها، خبرنگاران و کشورهایی که در مناقشات دخالت نمی‌کنند، مناسب است.

«بی‌طرف» بیشتر بر عدم جانبداری و قضاوت عادلانه تأکید دارد، در حالی که «خنثی» ممکن است به معنای عدم واکنش یا عدم تأثیرگذاری نیز باشد. در بسیاری از موارد این دو کلمه قابل جایگزینی هستند، اما «بی‌طرف» بار معنایی قضاوت منصفانه را بیشتر دارد.

لزوماً نه. یک فرد یا نهاد بی‌طرف ممکن است برای حل اختلاف یا نظارت بر روند، دخالت کند، اما این دخالت باید بدون جانبداری و با هدف برقراری عدالت باشد. هدف اصلی، حفظ بی‌طرفی در قضاوت و عمل است.

«داور باید در تمام طول مسابقه بی‌طرف بماند.»، «این سازمان تلاش می‌کند تا در مذاکرات صلح، نقش بی‌طرفی ایفا کند.»، «قاضی به طرفین اطمینان داد که کاملاً بی‌طرف خواهد بود.»

Test Yourself

fill blank

قاضی باید در رسیدگی به پرونده کاملاً ______ باشد.

Correct! Not quite. Correct answer: بی‌طرف

در دادگاه، قاضی باید بدون هیچ‌گونه جانبداری و با رعایت عدالت عمل کند، بنابراین «بی‌طرف» کلمه مناسب است.

multiple choice

کشور ما در این مناقشه بین‌المللی موضعی ______ اتخاذ کرده است.

Correct! Not quite. Correct answer: بی‌طرف

کلمه «بی‌طرف» به معنای عدم جانبداری از هیچ‌یک از طرفین درگیری است که با مفهوم جمله مطابقت دارد.

sentence building

کلمات: داور، مسابقه، وظیفه، حفظ، بی‌طرفی

Correct! Not quite. Correct answer: داور باید در مسابقه بی‌طرفی را حفظ کند.

این جمله به درستی نشان می‌دهد که وظیفه داور، رعایت اصل بی‌طرفی در طول مسابقه است.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!