B1 adjective Neutral #4,000 most common 1 min read

لال

lal /lɒl/

The word 'lal' describes someone who is unable to speak.

Word in 30 Seconds

  • Unable to speak, either from birth or acquired.
  • Describes a person or animal lacking the ability to talk.
  • Can be used literally or figuratively in texts.

Overview

کلمه «لال» در زبان فارسی برای توصیف کسی به کار می‌رود که قادر به صحبت کردن نیست. این ناتوانی می‌تواند مادرزادی باشد (فرد از بدو تولد قادر به تکلم نبوده) یا اکتسابی (ناشی از بیماری، حادثه یا جراحی). در گذشته، این واژه گاهی با بار معنایی منفی یا تحقیرآمیز نیز به کار می‌رفت، اما امروزه تلاش بر استفاده از واژگان دقیق‌تر و با احترام بیشتری است.

این صفت معمولاً پیش از اسم می‌آید تا فرد یا موجودی را که قادر به صحبت نیست، توصیف کند. همچنین می‌تواند به صورت مسند (بعد از فعل ربطی مانند «بودن») نیز به کار رود. در برخی متون قدیمی‌تر، ممکن است به صورت استعاری برای توصیف چیزهای بی‌صدا یا ساکت نیز استفاده شود، اما کاربرد اصلی آن در مورد انسان‌ها و حیوانات است.

این واژه در زمینه‌های پزشکی (برای توصیف بیماران)، آموزشی (در مورد دانش‌آموزان با نیازهای ویژه)، اجتماعی و حتی در ادبیات و داستان‌ها برای شخصیت‌پردازی به کار می‌رود. گاهی در مکالمات روزمره نیز برای اشاره به کسی که قادر به صحبت کردن نیست، استفاده می‌شود، هرچند واژگان جایگزین ممکن است ترجیح داده شوند.

کلمه «گنگ» نیز معنای مشابهی دارد و اغلب به جای «لال» به کار می‌رود، اما «لال» بیشتر بر ناتوانی فیزیکی یا مادرزادی در تکلم تأکید دارد، در حالی که «گنگ» می‌تواند به معنای کسی باشد که هم قادر به شنیدن و هم قادر به صحبت کردن نیست (ناشنوا و لال). واژگان دیگری مانند «سکوت» یا «خاموش» به حالت سکون و بی‌صدا بودن اشاره دارند و با «لال» که به ناتوانی در تولید صدا مربوط است، تفاوت دارند.

Examples

1

آن کودک لال بود و از طریق زبان اشاره ارتباط برقرار می‌کرد.

everyday

That child was mute and communicated through sign language.

2

در برخی فرهنگ‌ها، افراد لال با چالش‌های بیشتری در جامعه روبرو بودند.

formal

In some cultures, mute individuals faced greater challenges in society.

3

حیوان بیچاره لال بود و نمی‌توانست دردش را بیان کند.

informal

The poor animal was speechless and couldn't express its pain.

4

مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که درک بیماری‌های مادرزادی مانند لال بودن در گذشته محدود بود.

academic

Historical studies show that understanding congenital conditions like mutism was limited in the past.

Common Collocations

کودک لال Mute child
لال مادرزادی Congenitally mute
لال شدن To become mute

Common Phrases

لال و کر

Deaf-mute

لال از مادر زاد

Congenitally mute

زبان لال

Mute tongue (figurative)

Often Confused With

لال vs گنگ

'Gong' often implies being both deaf and mute. 'Lal' specifically refers to the inability to speak, regardless of hearing ability.

لال vs سکوت کردن

'Sukoot kardan' means to be silent or to choose not to speak, which is a temporary state. 'Lal' describes a permanent or long-term inability to speak.

Grammar Patterns

لال + اسم (مانند: مرد لال) اسم + لال + بود (مانند: او لال بود) لال + از + ... (مانند: لال از بدو تولد)

How to Use It

Usage Notes

The term 'lal' is a direct descriptor for someone unable to speak. While understood, it might be perceived as blunt in certain contexts. Modern communication often favors more nuanced descriptions or terms related to specific conditions.


Common Mistakes

Using 'lal' interchangeably with 'deaf' is a common error. Remember that 'lal' pertains to speech, while 'deaf' pertains to hearing. Also, avoid using it in a derogatory manner, as it refers to a real human condition.

Tips

💡

Understand the Core Meaning

Focus on 'unable to speak' as the primary definition. Consider the cause: birth defect or acquired condition.

⚠️

Be Mindful of Sensitivity

While 'lal' is a standard word, be aware that some may find it outdated or less respectful. Prefer precise descriptions when possible.

🌍

Historical Perceptions

Historically, speech impairments were sometimes misunderstood. Modern approaches emphasize inclusivity and respect for all individuals.

Word Origin

The word 'lal' (لال) is of Persian origin. Its exact etymological roots are debated, but it is deeply embedded in the language to describe the state of being unable to speak.

Cultural Context

In many cultures, including Persian-speaking ones, the ability to speak is highly valued. Individuals with speech impairments have historically faced varying degrees of social integration and understanding.

Memory Tip

Imagine a 'lullaby' that cannot be sung because the singer is 'lal' (mute). The sound of the lullaby is absent.

Frequently Asked Questions

4 questions

در گذشته گاهی با بار معنایی منفی به کار می‌رفت. امروزه توصیه می‌شود از واژگان دقیق‌تر و محترمانه‌تر مانند «ناطق» (برای اشاره به توانایی صحبت کردن) یا توصیف وضعیت فرد استفاده شود، اما خود کلمه «لال» به تنهایی لزوماً توهین‌آمیز نیست.

«لال» به فردی گفته می‌شود که قادر به صحبت کردن نیست. «ناشنوا» به فردی گفته می‌شود که قادر به شنیدن نیست. این دو وضعیت می‌توانند مستقل یا همراه با هم باشند (فرد هم ناشنوا و هم لال باشد).

بله، این واژه می‌تواند برای توصیف حیواناتی که قادر به تولید صدا یا «صحبت کردن» (به معنای رایج) نیستند نیز به کار رود، هرچند کاربرد آن برای انسان رایج‌تر است.

بسته به موقعیت، می‌توان از واژگانی مانند «گنگ» (اغلب برای ناشنوایان لال)، «بی‌زبان»، «خاموش» یا توصیف مستقیم وضعیت فرد استفاده کرد.

Test Yourself

fill blank

آن کودک از بدو تولد _____ بود و قادر به تکلم نبود.

Correct! Not quite. Correct answer: لال

کلمه «لال» به معنای ناتوان از صحبت کردن است و با مفهوم جمله مطابقت دارد.

multiple choice

کدام گزینه به بهترین شکل معنای «لال» را توصیف می‌کند؟

Correct! Not quite. Correct answer: کسی که نمی‌تواند صحبت کند.

تعریف اصلی صفت «لال» ناتوانی در تکلم است.

sentence building

او / لال / بود / و / صحبت / نمی‌توانست / بکند

Correct! Not quite. Correct answer: او لال بود و صحبت نمی‌توانست بکند.

این ترتیب کلمات یک جمله صحیح و روان در زبان فارسی ایجاد می‌کند.

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!