B2 verb Neutral|formal 1 min read

تحقق یافتن

tahaqqoq yaftan /tæhæˈquɢ jɒftæn/

The verb 'tahaqquq yaftan' signifies the transition of something from a state of potentiality or ideation into tangible reality.

Word in 30 Seconds

  • To become actualized, fulfilled, or realized.
  • Used for goals, dreams, plans, and predictions.
  • Indicates transition from potential to reality.

Overview

«تحقق یافتن» فعلی پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای به واقعیت پیوستن، عملی شدن، به ثمر رسیدن یا به کمال رسیدن است. این فعل معمولاً برای بیان به نتیجه رسیدن تلاش‌ها، آرزوها، اهداف، برنامه‌ها، پیش‌بینی‌ها و حتی ایده‌ها به کار می‌رود. وقتی چیزی «تحقق می‌یابد»، از حالت بالقوه یا ذهنی خارج شده و به صورت عینی و ملموس درمی‌آید.

این فعل غالباً به همراه فاعل‌هایی مانند «هدف»، «آرزو»، «رویا»، «برنامه»، «پیش‌بینی»، «وعده»، «پروژه»، «ایده»، «امید»، «خوشبختی»، «موفقیت» و «عدالت» به کار می‌رود. ساختار رایج آن به صورت «فاعل + تحقق یافتن» است. گاهی اوقات قیدهایی مانند «به زودی»، «سرانجام»، «بالاخره»، «به طور کامل» و «به تدریج» نیز برای تاکید بیشتر همراه آن می‌آیند.

این فعل در موقعیت‌های مختلفی کاربرد دارد:

  • شخصی: بیان به ثمر رسیدن آرزوها و اهداف فردی (مثلاً: «آرزوی دیرینه‌ام بالاخره تحقق یافت.»).
  • حرفه‌ای و شغلی: عملی شدن برنامه‌های کاری، پروژه‌ها و رسیدن به موفقیت‌های شغلی (مثلاً: «این پروژه پس از سال‌ها تلاش به مرحله تحقق یافتن رسید.»).
  • اجتماعی و سیاسی: تحقق وعده‌ها، آرمان‌ها و اهداف اجتماعی یا سیاسی (مثلاً: «امیدواریم عدالت در جامعه تحقق یابد.»).
  • علمی و پژوهشی: به واقعیت پیوستن یک تئوری یا پیش‌بینی علمی (مثلاً: «این کشف علمی، پیش‌بینی‌های چندین دهه قبل را تحقق بخشید.»).
  • عاطفی: رسیدن به خوشبختی یا تحقق یک رابطه (مثلاً: «پس از سال‌ها جدایی، عشقشان دوباره تحقق یافت.»).

کلماتی مانند «عملی شدن»، «به ثمر رسیدن»، «به واقعیت پیوستن»، «به وقوع پیوستن» و «عملیاتی شدن» شباهت معنایی زیادی با «تحقق یافتن» دارند.

  • عملی شدن: بیشتر بر جنبه اجرایی و عملیاتی شدن یک برنامه یا ایده تاکید دارد.
  • به ثمر رسیدن: اغلب برای بیان نتیجه مثبت و بارور شدن تلاش‌ها، به خصوص در کشاورزی یا پروژه‌ها به کار می‌رود.
  • به واقعیت پیوستن: بسیار شبیه «تحقق یافتن» است و بر تبدیل شدن یک امر ذهنی یا خیالی به واقعیت تاکید دارد.
  • به وقوع پیوستن: بیشتر برای اتفاقات، رویدادها و حوادث (چه خوب و چه بد) به کار می‌رود و جنبه اجتناب‌ناپذیری یا قطعی بودن را بیشتر نشان می‌دهد.
  • عملیاتی شدن: بر فرآیند تبدیل یک طرح یا ایده به مراحل اجرایی و عملیاتی تمرکز دارد.

Examples

1

رویای کودکی‌ام بالاخره در این سفر تحقق یافت.

everyday

My childhood dream was finally realized on this trip.

2

این پروژه بلندپروازانه پس از سال‌ها تلاش و برنامه‌ریزی به مرحله تحقق یافت.

formal

This ambitious project reached the stage of realization after years of effort and planning.

3

گفتم شاید هیچ‌وقت خوشبختی واقعی تحقق نیابد، اما اشتباه می‌کردم.

informal

I said maybe true happiness would never come true, but I was wrong.

4

تحقق عدالت اجتماعی یکی از اهداف اصلی این جنبش است.

academic

The realization of social justice is one of the main goals of this movement.

Common Collocations

هدف تحقق یافتن Goal to be realized
آرزو تحقق یافتن Wish to come true
پیش‌بینی تحقق یافتن Prediction to come true
وعده تحقق یافتن Promise to be fulfilled

Common Phrases

آرزویم تحقق یافت

My wish came true

هدف تحقق یافت

The goal was realized

این رویا تحقق یافت

This dream came true

Often Confused With

تحقق یافتن vs به وقوع پیوستن

'Be vogh'oo' peyvastan' is often used for events or incidents, implying they happened or occurred, sometimes with a sense of inevitability. 'Tahaqquq yaftan' focuses more on the fulfillment of plans, dreams, or predictions.

تحقق یافتن vs عملیاتی شدن

'Amaliyāti shodan' specifically refers to the process of making something operational or putting a plan into action. 'Tahaqquq yaftan' is the broader outcome of realization.

Grammar Patterns

فاعل + تحقق یافتن (مثال: رویا تحقق یافت) فاعل + (قید) + تحقق یافتن (مثال: هدف به زودی تحقق یافت) فاعل + تحقق + یافتن (ساختار کمتر رایج اما صحیح)

How to Use It

Usage Notes

This verb is generally neutral to formal in tone. It's suitable for discussing achievements, aspirations, and the fulfillment of potential in various contexts, from personal goals to societal objectives. Ensure the subject of the verb is something that can logically be realized.


Common Mistakes

Learners might confuse 'tahaqquq yaftan' (to be realized) with 'tahaqquq bakhshidan' (to realize something). The former is intransitive, while the latter is transitive and requires an object. Also, avoid using it for simple events where ' اتفاق افتادن' (to happen) might be more appropriate.

Tips

💡

Focus on Goals and Dreams

Use 'tahaqquq yaftan' when discussing the realization of aspirations, objectives, or long-held dreams.

⚠️

Avoid Overuse with Events

While possible, 'be vogh'oo' peyvastan' is often more suitable for unplanned events or occurrences.

🌍

Cultural Emphasis on Achievement

The concept of 'tahaqquq' is culturally significant, reflecting a strong value placed on achieving potential and fulfilling promises.

Word Origin

The word 'tahaqquq' originates from the Arabic root 'h-q-q', meaning truth, right, or reality. The verb form 'tafa''ul' implies the attainment or realization of something, hence 'tahaqquq yaftan' means to attain reality or truth.

Cultural Context

In many Persian-speaking cultures, there is a strong emphasis on achieving one's potential and fulfilling promises. The concept of 'tahaqquq' aligns with this value, reflecting the satisfaction and importance placed on seeing efforts culminate in tangible results.

Memory Tip

Think of 'tahaqquq' as the 'truth' ('haqq') of something finally coming out and becoming real. It's the moment the truth of a plan or dream is realized.

Frequently Asked Questions

4 questions

زمانی که یک آرزو، هدف، برنامه، پیش‌بینی یا ایده که قبلاً وجود داشته، به صورت عینی و واقعی درمی‌آید. این فعل نشان‌دهنده به نتیجه رسیدن و عملی شدن چیزی است.

اگرچه اغلب برای بیان رسیدن به اهداف و آرزوهای مثبت استفاده می‌شود، اما می‌تواند برای به واقعیت پیوستن هر چیزی، از جمله پیش‌بینی‌های منفی یا رویدادهای ناخواسته نیز به کار رود، هرچند کاربرد آن برای موارد مثبت رایج‌تر است.

«تحقق یافتن» معنای کلی‌تری دارد و به به واقعیت پیوستن هر چیزی را شامل می‌شود، در حالی که «عملی شدن» بیشتر بر جنبه اجرایی و پیاده‌سازی یک برنامه یا ایده تمرکز دارد.

ساختار صحیح‌تر و رایج‌تر «هدف تحقق یافت» است. استفاده از «پیدا کرد» در این مورد کمتر رایج است، هرچند ممکن است در زبان محاوره شنیده شود.

Test Yourself

fill blank

پس از سال‌ها تلاش، سرانجام رویای من ______ یافت.

Correct! Not quite. Correct answer: تحقق

کلمه «تحقق» با فعل «یافتن» در این جمله معنای به واقعیت پیوستن را می‌رساند.

multiple choice

امیدواریم صلح در جهان سرانجام تحقق یابد.

Correct! Not quite. Correct answer: عملی شود

«عملی شدن» نزدیک‌ترین معنا را به «تحقق یافتن» در این بافت دارد و به معنای به واقعیت پیوستن صلح است.

sentence building

پیش‌بینی‌ها / تحقق / یافتند / علمی / این / یافته‌های

Correct! Not quite. Correct answer: یافته‌های علمی این پیش‌بینی‌ها را تحقق بخشیدند.

این ساختار جمله صحیح است و نشان می‌دهد که یافته‌های علمی باعث به واقعیت پیوستن پیش‌بینی‌ها شده‌اند. (توجه: این مثال از فعل «تحقق بخشیدن» استفاده می‌کند که لازم و ملزوم «تحقق یافتن» است و برای ساخت جمله مناسب‌تر بود.)

Score: /3

Was this helpful?

Comments (0)

Login to Comment
No comments yet. Be the first to share your thoughts!